بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > فرهنگ و تاریخ

فرهنگ و تاریخ تاریخ و فرهنگ - مطالبی در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران و جهان اخبار فرهنگی و ... در این تالار قرار میگیرد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض نوروز و بهار در شعر و ادب پارسی

نوروز و بهار در شعر و ادبیات فارسی


در ایامی که بهار به کوی و برزن آمده و طبیعت زنده شده و زیبایی های خود را به رخ می کشد، می توان دقایقی را به سیرو سیاحت در گلزار ادبیات ایران پرداخت و چه مناسبتی بهتر از نوروز!
شاید در ادبیات کمتر کشوری به اندازه ایران آمیختگی شعر و ادبیات با سنت های کهن وجود داشته باشد.
شاعران بزرگ و مفاخر گنجینه های ادبیات این سرزمین به فراخور حال در اشعار خود از نوروز یاد کرده اند و هر یک از منظری دلنشین و متفاوت به آن پرداخته اند.
تعدد و تنوع این اشعار و نیز محتوا و مضامین بکر آن به اندازه ای است که فراهم آوردن همه آنها در یک جا ممکن نیست.
پس به مصداقِ »آب دریا را اگر نتوان چشید، هم به قدر تشنگی باید چشید«، مجموعه کوچکی از شعر شاعران درباره نوروز و بهار را تقدیمتان می کنیم.





هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
منوچهری دامغانی
□□□
امروز روز شادی و امسال، سال گل
نیکوست حال ما که نکو باد حال گل
أولوی
□□□
عید است و نو بهار و جهان را جوانیی
هر مرغ را به وصل گلی شادمانیی
امیرشاهی سبزواری
□□□
آمد بهار و یافت جهان اعتدال او
مرغ دل از نشاط برآورد سال نو
طالب آملی
□□□
طوفان گل و جوش بهار است ببینید
اکنون که جهان برسرکار است ببینید
این آینه هایی که نظر خیره نمایند
در دست کدام آینه دار است ببینید
صائب تبریزی
□□□
چوگشت از روی تو دلشاد نوروز
در گنج طرب بگشاد نوروز
کمال الدین اسماعیل
□□□
چوگشت از روی تو دلشاد نوروز
در گنج طرب بگشاد نوروز
کمال الدین اسماعیل
□□□
به جمشید برگوهر افشاندند
مرآن روز را روز تو خواندند
سرسال نو هرمز و فرو دین
برآسوده از رنج دل، دل زکین
فردوسی توسی
نوروز بزرگم، بزن ای مطرب، امروز
زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
□□□
منوچهری دامغانی
□□□
نوروز که هرچمن، دل افروز بود
نقش گل و خار عبرت آموز بود
گر جامه به جان ز معرفت نو گردد
هرروز به دل »نشاط نوروز« بود
شکیب اصفهانی
□□□
تا هست چنین که طبع اطفال
در هرشب عید شادمان است
اهلی شیرازی
□□□
رسید موسم نوروز و روزگار شکفت
فرخنده گلِ شادی، بهار شکفت
فیاض لاهیجی

__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم

ویرایش توسط ساقي : 05-17-2011 در ساعت 06:05 PM
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض نوروز در نگاه شاعران ایرانی

نوروز در نگاه شاعران ایرانی
khorasannews.com

در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتی آیینی وجود دارد كه ریشه تاریخی و فرهنگی دارد و جلوه ای از باورهای آن قوم و ملت را به تصویر می كشد؛ یكی از آیین ها كه در ادب فارسی و در شعر شاعران به آن پرداخته شده، نوروز است.در این گزارش سعی شده است، مفهوم نوروز، دلیل پرداخت شاعران و كم رنگ شدن این آیین در شعر معاصر از نگاه استادان زبان و ادب فارسی مورد بررسی قرار گیرد.یك مدرس مركز تربیت معلم امام محمدباقر(ع) با بیان این كه پیدایش نوروز در متون تاریخی و ادبی ذكر شده است می گوید: به عنوان مثال فردوسی در شاهنامه برپایی عید نوروز را به زمان پادشاهی جمشید نسبت می دهد هم چنان كه در اشعارش پیداست:
جهان انجمن شد بر تخت اوی
از آن بر شده فرح بخت اوی
سر سال نو هرمز فرودین
به آسوده از رنج تن، دل زكین
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
خلیل حاتمی می افزاید: این وجه تسمیه نوروز در شاهنامه است. ابوریحان نیز نوروز را به جمشید نسبت داده و بیان كرده است كه جمشید جشن نوروز را به شكرانه این كه خداوند گرما و سرما، بیماری و مرگ را از مردان گرفت، برگزار كرد. برخی نیز معتقدند كه خداوند آفرینش را با نوروز آغاز كرده است.وی می افزاید: با این تعریف در تاریخ اسطوره ای و باورهای ملی، لحظه آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، روز اهورایی و روز نوروز است.وی می گوید: به همین دلیل است كه نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده اند و از نظر شاعران این روز افسانه ای زیباست.وی تصریح می كند: شعرا معتقدند روزی كه خدا آفرینش جهان را آغاز كرده آن روز، روز عید نوروز است.این كارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی می گوید: شعرایی چون حافظ، سعدی، فرخی، مولانا، منوچهری دامغانی و ... به آغاز بهار و روز نوروز در اشعار خود اشاره كرده اند. حاتمی اظهار می دارد: فرخی سیستانی در قسمتی از ترجیع بند خود درباره بهار به نوروز می اندیشد و به درك زیبایی های طبیعت می پردازد و مردم را به زیبایی شناسی طبیعت دعوت می كند نمونه ای از شعر او را می خوانیم:
بهار امسال پنداری همی خوشتر ز باد آید
از این خوشتر شود فردا كه خسرو از شكار آید
بدین شایستگی جشنی، بدین بایستگی روزی
ملك را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
وی می افزاید: شاعران با تمام فصل ها درآمیختند اما به دلیل زیبایی، نوشدن و یادآوری روز رستاخیز و معاد، به بهار و نوروز بیشتر پرداخته اند.وی بیان می كند: پرداختن به نوروز و بهار علاوه بر درك زیبایی كه جلوه ای از جمال الهی است، برای عارفان بسیار حیرت انگیز و فصل شادی و انبساط خاطر است.وی با اشاره به این كه شاعران بسیاری هم چون حکیم عمر خیام، قاآنی، ملك الشعرای بهار و میرزاده عشقی به نوروز پرداخته اند اظهار می دارد: عمر خیام و میرزاده عشقی در نوروزنامه های خود به وصف نوروز پرداخته اند و قاآنی نیز علاوه بر نوروز به هفت سین نیز در اشعار خود اشاره كرده است.
سین ساغر بس بود ما را در این نوروز روز
گو نباشد هفت سین رندان درد آشام را
وی می گوید: بنابراین عید نوروز در نظر ایرانیان لحظه زایش و رویش است. حاتمی تصریح می كند: افراد حتی اگر ماتم زده باشند این آیین را بر سر آرامگاه عزیزانشان با سبزه، شیرینی و روشنی شمع برپا می كنند.وی اضافه می كند: این امر خود نشان از عمیق بودن باورهای ملی ایرانیان است كه می خواهند دوام راستین فرهنگ خود را با پاس داشت جشن نوروز بر صحیفه عالم ثبت كنند.وی درباره پرداخت كم شاعران معاصر به آیین عید و نوروز اظهار می دارد: در شعر معاصر نمادهایی كه در ذهن شاعر بیشتر جولان می دهد، نمادهایی از قبیل جهان شناسی، فلسفه وجود، روان كاوی، شناخت شناسی، مسائل سیاسی و اجتماعی است و گاهی هم به آیین های ملی و مذهبی اشاره دارد.وی اضافه می كند: در شعر معاصر از نوروز به عنوان روز دگردیسی، روز پوست انداختن، عوض شدن انسان ها یاد شده است.وی تصریح می كند: بنابراین باید گفت نوع نگاه شاعران امروز با گذشتگان فرق كرده است. در اشعار معاصر نیز به بهار اشاره شده است چنان كه شاملو، فروغ، نیما و اخوان ثالث به آن پرداخته اند و ما آن ها را بیگانه با بهار نمی بینیم.یك كارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی نیز با بیان این كه نوروز با مفاهیمی چون زندگی جدید، روز نو، آرمان، جشن ملی و رویكرد نوین در زندگی فردی و اجتماعی انسان تعبیر می شود، می گوید: نوروز كه با طبیعت و دیگر پدیده های آفرینش در چرخه زندگی و حیات همراه است نقطه تعادل وجود و آفرینش است. حسن اسعدی دلیل پرداخت شاعران به نوروز را در اشعارشان ایجاد تغییر، نگرش های نو، زیبایی و بزرگ داشت فرهنگ ملی و ایرانی بیان می كند و می افزاید: شاعران نوروز را در مفاهیم آرمانی خود برای تشویق و ترغیب انسان ها به نگرش و تفكرات نو، دوری از كهنگی و ركود و ایجاد حركت و پویایی و تلاش به كارگرفته اند.وی با بیان این كه بیشترین طبیعت گرایی و پرداختن به بهار و نوروز را می توان در اشعار شاعران عهد سامانی و اوایل دوره سبك خراساني هم چون رودكی، فرخی سیستانی، عنصری، منوچهری دامغانی و ... دید، اظهار می دارد: اخوان ثالث، سهراب سپهری و ... از جمله شاعران معاصر هستند كه به نوروز در قالب مفاهیم نو شدن، آفرینش جدید، تعادل در خلقت، زیبایی و حركت جدید پرداختند.استاد دانشگاه آزاد اسلامی شیروان نیز با بیان این كه نوروز در واقع به جشن آغاز سال اطلاق می شود، می گوید: در زبان عربی به شكل پهلوی نوگ روز و در فارسی نوروز كه معرب آن فیروز است، به كار رفته است. حسین اصغری می افزاید: درباره وجه تسمیه نوروز نیز در كتاب التفهیم ابوریحان بیرونی چنین آمده است كه نوروز، نخستین روز از ماه فروردین است از آن روز تا 5 روز پس از آن جشن برپا می كردند و پادشاهان به حقوق اطرافیان، مردم و بزرگان رسیدگی می كردند.وی تصریح می كند: در ایران قدیم نیز اول فروردین را وقت نزول فروهرها (فرشتگان) از آسمان می دانستند و جشن فروردگان برپا می كردند. وی اظهار می دارد: نوروز را می توان در اشعار شاعرانی چون منوچهری، مسعود سعد، نظامی انوری و ... یافت.استاد زبان و ادبیات فارسی و دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد نیز با بیان این كه جشن و شادی در سده های پیشین در میان ایرانیان نمودهای برجسته ای داشته است، به گونه ای كه پیدایش جشن نوروز را به جمشید پادشاه اساطیری ایران نسبت داده اند، می گوید: از آن جایی كه جشن نوروز، جشن رستاخیز طبیعت، تجدید زندگی و مایه نشاط و پویایی و شادابی است شاعران برجسته ایران به عید، بهار و طبیعت توجه ویژه ای داشته اند.جلیل مسعودی فرد می افزاید: از آغاز شعر فارسی شاعرانی هم چون رودكی، منوچهری و ... به طبیعت نگاهی هنری افكنده اند و تصاویر زیبایی از فصل بهار در شعر آن ها انعكاس یافته است.وی تصریح می كند: حتی شاعر عارفی هم چون مولانا كه بیشتر در عوالم روحانی خود مستغرق بود در غزلی خود را به عید نو شبیه می كند كه آمده است تا قفل زندان را بشكند و همه جهان و جهانیان را از غم آزاد سازد.
باز آمدم چو عید نو تا قفل زندان بشكنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشكنم
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم
پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض غزلی از سعدی در وصف بهار

با صدای زیبا سالار عقیلی بشنوید :
Tasnif E 4Gah - Negar E Man.mp3

صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین
عقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمین

با جوانان راه صحرا برگرفتم بامداد
کودکی گفتا تو پیری با خردمندان نشین

گفتم ای غافل نبینی کوه با چندین وقار
همچو طفلان دامنش پرارغوان و یاسمین

آستین بر دست پوشید از بهاربرگ شاخ
میوه پنهان کرده از خورشید و مه در آستین

باد گل‌ها را پریشان می‌کند هر صبحدم
زان پریشانی مگر در روی آب افتاده چین

نوبهارازغنچه بیرون شد به یک تو پیرهن
بیدمشک انداخت تا دیگر زمستان پوستین

این نسیم خاک شیرازست یا مشک ختن
یا نگار من پریشان کرده زلف عنبرین

بامدادش بین که چشم از خواب نوشین برکند
گر ندیدی سحر بابل در نگارستان چین

گرسرش داری چو سعدی سربنه مردانه وار
با چنین معشوق نتوان باخت عشق الا چنین
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم
پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض فریدون مشیری - بهار - دانلود بوی باران شجریان

فریدون مشیری - بهار - دانلود بوی باران شجریان

درآمد چهارگاه
[
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار



خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب
]گوشه حصار[
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ




http://www.4shared.com/file/92677697...shajarian.html
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم
پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض بهار در نگاه سعدی

بهار در نگاه سعدی


برآمد باد صبح و بوي نوروز
به کام دوستان و بخت پيروز

مبارک بادت اين سال و همه سال
همايون بادت اين روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش ميفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را ديده بردوز

بهاري خرمست اي گل کجايي
که بيني بلبلان را ناله و سوز

جهان بي ما بسي بودست و باشد
برادر جز نکونامي ميندوز

نکويي کن که دولت بيني از بخت
مبر فرمان بدگوي بدآموز

منه دل بر سراي عمر سعدي
که بر گنبد نخواهد ماند اين کوز

دريغا عيش اگر مرگش نبودي
دريغ آهو اگر بگذاشتي يوز

=================================

باد بهارى وزيد، از طرف مرغزار
باز به گردون رسيد، ناله ى هر مرغ زار

سرو شد افراخته، كار چمن ساخته
نعره زنان فاخته، بر سر بيد و چنار

گل به چمن در برست، ماه مگر يا خورست
سرو به رقص اندرست، بر طرف جويبار

شاخ كه با ميوه هاست، سنگ به پا مي خورد
بيد مگر فارغست، از ستم نابكار

شيوه ى نرگس ببين، نزد بنفشه نشين
سوسن رعنا گزين، زرد شقايق ببار

خيز و غنيمت شمار، جنبش باد ربيع
ناله ى موزون مرغ، بوى خوش لاله زار

هر گل و برگى كه هست، ياد خدا مي كند
بلبل و قمرى چه خواند، ياد خداوندگار

برگ درختان سبز، پيش خداوند هوش
هر ورقى دفتريست، معرفت كردگار

وقت بهارست خيز، تا به تماشا رويم
تكيه بر ايام نيست، تا دگر آيد بهار

بلبل دستان بخوان، مرغ خوش الحان بدان
طوطى شكرفشان، نقل به مجلس بيار

بر طرف كوه و دشت، روز طوافست و گشت
وقت بهاران گذشت، گفته ى سعدى بيار
===========================
ز کوى يار مي آيد نسيم باد نوروزى
از اين باد ار مدد خواهى چراغ دل برافروزى

چو گل گر خرده اى دارى خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سوداى زراندوزى

ز جام گل دگر بلبل چنان مست مى لعل است
که زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزى

به صحرا رو که از دامن غبار غم بيفشانى
به گلزار آى کز بلبل غزل گفتن بياموزى

چو امکان خلود اى دل در اين فيروزه ايوان نيست
مجال عيش فرصت دان به فيروزى و بهروزى

طريق کام بخشى چيست ترک کام خود کردن
کلاه سرورى آن است کز اين ترک بردوزى

سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آى
که بيش از پنج روزى نيست حکم مير نوروزى

ندانم نوحه قمرى به طرف جويباران چيست
مگر او نيز همچون من غمى دارد شبانروزى

مي اى دارم چو جان صافى و صوفى مي کند عيبش
خدايا هيچ عاقل را مبادا بخت بد روزى

جدا شد يار شيرينت کنون تنها نشين اى شمع
که حکم آسمان اين است اگر سازى و گر سوزى

به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بيا ساقى که جاهل را هنيتر مي رسد روزى

مى اندر مجلس آصف به نوروز جلالى نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزى

نه حافظ مي کند تنها دعاى خواجه تورانشاه
ز مدح آصفى خواهد جهان عيدى و نوروزى

جنابش پارسايان راست محراب دل و ديده
جبينش صبح خيزان راست روز فتح و فيروزى
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم
پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض بهار و نوروز در شعر مولانا

امروز روز شادي و امسال سال گل
نيكوست حال ما كه نكو باد حال گل

گل را مدد رسيد زگلزار روي دوست
تا چشم ما نبيند ديگر زوال گل

مست است چشم نرگس و خندان دهان باغ
از كرّ و فرّ و رونق لطف و كمال گل

سوسن زبان گشوده و گفته به گوش سرو
اسرار عشق بلبل و حسن خصال گل

جامه دران رسيد گل از بهر داد ما
زان مي دريم جامه به بوي وصال گل

گل آنجهاني است نگنجه درين جهان
در عالم خيال چه گنجد خيال گل

گل كيست؟ قاصديست ز بستان عقل و جان
گل چيست؟ رقعه ايست ز جاه و جمال گل

گيريم دامن گل و همراه گل شويم
رقصان همي رويم به اصل و نهان گل

اصل و نهال گل، عرق لطف مصطفاست
زان صدر، بدر گردد آنجا هلال گل

زنده كنند و باز پر و بال نو دهند
هر چند بر كنيد شما پر و بال گل

مانند چار مرغ خليل از پي وفا
در دعوت بهار ببين امتثال گل

خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار
مي خند زير لب تو به زير ظلال گل

__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم
پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 03-21-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,659
سپاسها: : 1,362

7,313 سپاس در 1,855 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض بهار و نوروز در شعر حافظ

رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد
وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد
صفير مرغ برآمد بط شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشيد
ز ميوه‌هاي بهشتي چه ذوق دريابد
هر آن که سيب زنخدان شاهدي نگزيد
مکن ز غصه شکايت که در طريق طلب
به راحتي نرسيد آن که زحمتي نکشيد
ز روي ساقي مه وش گلي بچين امروز
که گرد عارض بستان خط بنفشه دميد
چنان کرشمه ساقي دلم ز دست ببرد
که با کسي دگرم نيست برگ گفت و شنيد
من اين مرقع رنگين چو گل بخواهم سوخت
که پير باده فروشش به جرعه‌اي نخريد
بهار مي‌گذرد دادگسترا درياب
که رفت موسم و حافظ هنوز مي‌نچشيد
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست





تا پایان امتحانات کمتر در خدمتتون هستم
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 02-17-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,188
سپاسها: : 424

2,876 سپاس در 825 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نوروز در ايران




برگ برگ صفحات تاريخ ايران گواهي مي دهد که نوروز باستاني همواره كهن ترين سنت و عزيزترين روز سال نزد ايرانيان بوده است. نوروز برجاي مانده از روزگاري است كه جز با كمك خيال و جز به مدد افسانه و اسطوره راهي به آن ديار نيست.

در گردونه ي سالانه ي تكرار ، نوروز يك تنوع روحي و يك انبساط رواني است كه قوم ايراني دوام خويش را در فراز و نشيب تاريخ مديون اين سنت ديرينه و خردمندانه است. با طلوع اسلام در اين سرزمين نوروز زيباتر شد و بزرگترين حادثه تاريخ اسلام به خصوص تشيع يعني اعلام ولايت علي ( ع ) در روز غدير خم از سوي پيامبر اكرم ( ص ) در نخستين روز بهار مصادف با نوروز باستاني بوده است.

تشيع از همان ابتدا كه با فرهنگ ايرانيان عجين شد نه تنها به نوروز بي مهري نكرد بلکه آن را مورد تقدير قرار داد چرا كه هر جزئي از آيين نوروز نمادي از ستايش زيبايي و اخلاق انساني و مهر و دوستي است.

نوروز در ايران اگر چه يك سنت ملي و برآمده از روزگاران بسيار دور است در عين حال با حال و هوايي معنوي و روحاني عجين شده است.
__________________

آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت...
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن...
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 02-25-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,188
سپاسها: : 424

2,876 سپاس در 825 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض صداي پاي بهار


صداي پاي بهار



در ولوله و شادی فرا راه بهار قرار داریم که زمان یک سال دیگردر دفترچه عمر ما خواهد نوشت و سیمای آغازین لحظه نوین سال دیگر حیات خود را در جلوه شگوفه های گل و ناله شور انگیز بلبل و پوشیــدن قبای سبزچمــن و ده ها شگفتیهـــای طبیعت رنگیــن شده بهــــــاری مشاهـــده خواهیــــــم نمــــود

اگـــر بهــار بیایــد ترانه ها خواهم خــوانــــد
ترانه های خوش عاشقانه خواهم خواند
بـــــه گهــــواره آغـــوش مــن چو آیی تـــــو
بگوش خــاطر تو من فسانه ها خواهم خــواند
گشــوده لانه عشق و فشانــده دانهء مهــــــــر
تــرا پــرنــدهء غمگین به آشیانه خواهم خواند

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است


و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ


دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد



و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ

فروردین است و روز فـــرودین
شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن
ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده
کان باشــد رسم روز فـــرودیــن





__________________

آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت...
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن...
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 02-25-2010
ساقي آواتار ها
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,188
سپاسها: : 424

2,876 سپاس در 825 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض صداي پاي بهار

صداي پاي بهار



و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه آبستن چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ


رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را
ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را



و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و باغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ

ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی
خندان و تازه رویی سر سبز و مشکبویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی

و اما در آریانای کهن در نزد آباء و اجداد مان رسم و آئین استقبال از بهار و سال نو و تجلیل از عید نوروز چگونه بود؟ خبرگان ادب و فرهنگ آورده اند که مردم در شب نوروز آتش می افروختند و دنیا را چراغان میکردند و در بامداد بر سبیل خوشحالی آنگونه که شبنم بر پای لاله میریخت و غبار غم را از صفحهء سفید گل نسیرین می شست بر یکدیگر آب می پاشیدند و کدورت ها را می زدودند و آنگاه به شکرانهء نعمت های بهار به همدیگر شکر هدیه می دادند و سال نو را با شادکامی و خرسندی استقبال می نمودند .

اکنون نیز بهار و نوروز با شور و هیجان در وطن عزیز ما با سنتهای دیرینه آبایی که مملوء از نیکها بود با شادمانی جشن گرفته می شود. دید و بازدیدها و رفتن به زیارت سخی و بختن حلوا و ده ها رسم و آیین های دیگر هنوز هم برپا می شود و یادشان نسل به نسل در میان مردم ما جاودانه می گردد.

بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار
خبر بد به بوم و باز گذار


__________________

آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت...
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن...
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 11:40 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


لینک فروشگاه سایت: صد تومن !




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها