بازگشت   پی سی سیتی > هنر > موسيقی Music > موسیقی جهان

موسیقی جهان در این بخش به شناساندن بزرگان موسیقی جهان میپردازیم بیوگرافی ها عکس ها خاطرات و خدمات ... همچنین سایر مسائل مربوط به موسیقی جهانی اخبار و ....

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 09-01-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 17,828
سپاسها: : 2,986

3,514 سپاس در 1,876 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض متن عربی و ترجمه فارسی مهمترین ترانه های نوال الزغبی

متن عربی و ترجمه فارسی مهمترین ترانه های نوال الزغبی


اللیالی




اللیالی رجعتلی تانی حب قلبی من جدید
شبها, عشق گمشده منو دوباره به من بازگردوند
بعد غیبة جانی
بعد از اینکه ازمن دور شد,دوباره به سوی من برگشت
راح ندانی خلا عمری كلّو عید
مرا صدا زد و به زندگیمشادی بخشید
كنت فین یا؟ یا شاغلّنی هوایا؟
کجا بودی ای کسیکه تمام فکر منو بهخود مشغول کردی؟
كنت فین یا؟ یللی قلبك معایا؟
کجا بودی ای کسیکه قلب منهمراه توست؟
لیالی لیالی لیالی
شبها شبها شبها

حبك یا غالی غیرلیحالی
عزیزم عشق تو تمام زندگی من را تغیر داد
على شوقی لیك بصحى و بنام
وبه شوق دیدن تو به خواب میروم و بیدار می شوم
علّمت روحی تهواك یا روحی
بهقلب من آموختی که تو را بپرستد
و تدوق معاك أجمل غرام
و همراه با عشق زیبایتو بتپد

لو غبت عنی لحظة بتوحشنی
حتی یک لحظه دوری از تو باعث دلتنگی منمی شود
و أنده علیك طول الساعات
و تمام ساعتها تو را صدا می زنم
ویاك یاعمری احلو عمری
هستی من , زندگی من با تو قشنگ می شود
و رجعلی بیك عمری اللیفات
و تمام زندگی از دست رفته من همراه با تو دوباره به من بازمی گردد .




قلبی دق





على ما اللوم لو نحب
با اینكه در عشق سرزنش میشوم
و أدوب فی حبه یا ریت
دلم می خواهد در عشقش ذوب بشوم

أناالغلطانه یا قلب
من اشتباه كردم ای دل
و ذنبی أنی هویت
و گناه من این بودکه عاشق شدم
قلبی دق
قلبم تپید
قلبی قلبی حن و رق
قلبم مهربان شد وبه او محبت كرد
قلبو هو لأ ما دق
ولیكن قلب او نتپید
ولا قال حبیت
ونگفت دوستت دارم
یا أهل الهوى توبه
ای عاشقان توبه
قلبی أنكوى نوبه
دلمن به یکباره سوخت
ثوب الهوى لابس ملایق التوبه
پیراهن عشق لباس توبه بر تنکرده است
یا عینی علیه دایب
چشمانم در عشق او سوختند
ولا داریمحبوبه
ولیکن معشوق خبر ندارد

أنا قلبی مال
من قلبم به سوی او رفت
یسأل سؤال كان الجواب لا لا لا
سوالی از او پرسید ولیکن جواب نه نه نه بود
و الله حرام
به خدا گناه دارد
ما أصحى و لا یوم و لا لیله أنام لا لالا
نه می توانم روزها بیدار باشم و نه می توانم شبها به خواب بروم نه نه نه

أنا أقول أنساه
من به خود می گویم که او را فراموش کنم
و لما ألقاهأنسانی معاه آه آه آه
ولیکن وقتی او را می بینم خودم را فراموش می کنم اه اه
أحكی لمین
به چه کسی بگویم
و أشكی لمین قصة هواه آه آه آه
و به چهکسی از قصه عشق خود شکایت کنم


عینك كذابین


چشمان تو به من دروغ میگویند
قولی خایف لیه تقولها لی
به من بگو چرا می ترسی که اون کلمه رو به منبگی
لو تداری العین قلبی حاسس بیها یا غالی
حتی اگه چشماتو از من مخفی کنیمن می تونم با وجودم اونرو احساس کنم عزیزم
كلمه من حرفین عشتی بستاناها لیالی
شبهای طولانی رو به انتظار شنیدن این کلمه دو حرفی به صبح رسوندم
( منظور از کلمه دو حرفی حب به معنای عشق هست )

على عینی عیونك تقابل عینی
چشمهایت به چشمهایم نگاه می کنند
و قلبك بشوق ینادینی
وقلبت مرا با عشقصدا می زند
و تبعد اوام
ولیکن به سرعت از من دور می شوی
خبینی بحضنكیاریت و دارینی
ای کاش مرا در آغوشت پنهان می کردی
یا احلى مشافت عینی
ای قشنگترین موجودی که تا به حال ملاقات کردم
یا اجمل غرام
ای زیباترین عشق

تعالالی
بیا در کنارم
لا تبعد و سبنی بحالی
از من دورنشو و مرا ترک نکن
فی حبك ده على جرالی عذابی فی لقاك
تمام عذابی که تحملمی کنم به خاطر عشق توست
قلها لی
به من بگو
عیونك بترسمها لی
چشمانتدارن اونو به من نشون می دهند
بحبك تریح بالی
دوستت دارم و در كنار توآسوده ام
وبعدین معاك
و همیشه در کنار تو باقی خواهم ماند




بعینك



راجع لیه
برای چه دوباره برگشتی
هو اللی شفته معاك شویه
فکر می کنیچیزهایی که ازتودیدم کم بود
مش عایزه اشوفك
دیگر نمی خواهم تو راببینم
امشی من قدام عینیه
از جلو چشمهایم دورشو

بعینك یا حبیبی نرجع
یعنی واقعا با چشمانت این باوررا داری که ما باز مالهم خواهیم شد
بعینك لو ایه.. انسانی
با همین چشمانت باور داری یا چه... امابهتر است من را فراموش کنی
مفیش حد فی یوم بیخدع
اگر کسی در زندگیش فریبکارنباشد
والله والله یتأمنله تانی
به خدا این امید وجود دارد که باز بتوانیمبه او اعتماد کنیم

لیه , انا اصدق قلب
برای چه من قلبی را باور کنم
هجرنی خسرنی وهان علیه
که به سادگی من را ترک کرد و راضی به آزار من شد و البته خودش ضرر دید
دیالوقت راجعلی
الان به سوی من برگشتی
بتدمعلی جای لیه
وچرا جلوی من اشکمی ریزی

كنت روحك شوقك لیلك
تمام وجودم , دلتنگی هایم و شبهایم برای تو بود
كنتأسیب الدنیا واجیك
تمام دنیا را به خاطربا تو بودن رها می كردم
عملت ایه
اما تو چه کردی

مین , اللی انت جای تقولو بتضحك بیه على مین
تو درباره چه کسی حرف می زنیو داری به کی می خندی
ده اللی بیغدر مرة
کسی که یک بار فریب بدهد
بیغدرمرتین
بار دوم برایش آسانتر خواهد بود

كنت روحك شوقك لیلك
تمام وجودم , دلتنگی هایم و شبهایم برای تو بود
كنتاسیب الدنیا واجیلك
تمام دنیا را به خاطربا تو بودن رها می كردم
عملتایــــــــه
اما تو چه کردی

sarapoem.persiangig.com
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 09-01-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 17,828
سپاسها: : 2,986

3,514 سپاس در 1,876 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



متن عربی و ترجمه فارسی مهمترین ترانه های نوال الزغبی (2)



تیا

یا تیا نورتیهالبیت
ای تیا خانه را از نورت روشن كردی
ما بعرف مدری شو حسیت
نمی دانماحساس عجیبی بهم دست داد

لما شمیتك و ضمیت متل اللی حالو لحالوضم
هنگامیکه تو را بوییدم و در آغوش گرفتم
ما بعرف شو اللی غیرتی
نمیدانم چه چیزی در تو تغییر کرده است
كبرتی عمری زغرتی
بزرگتر شده ای عزیزم یاکوچکتر
یا تیا بعیونك انتی شفت الدنیا
ای تیا در چشمان تو من دنیا را میبینم
یا عیونی ام
ای نور چشم مادر
نامی یا صغیری تتصیریكبیری
کوچولوی من بخواب کم کم بزرگ می شوی
بعطیكی عمری نامی بأمان
منتمام زندگی خود را به تو خواهم بخشید تا راحت بخوابی
نامی یا صغیری
کوچولویمن بخواب
بقلبی تتصیری عمری اللی جایی و عمری اللی كان
تو در قلبم گذشته وآینده من هستی

شو سهرت لیالی
چه قدر به خاطر تو شب زنده داری کردم
وشو قضیت تشوفك عندی شو تمنیت
و چه قدرخواستم که در کنار تو باشم
یا تیالعیونك غنیت
ای تیا به خاطر چشمان توست که می خوانم
هیدا صلاة منوغنا
این یک ترانه نیست بلکه دعاست
یا ورده نیال اللی شمك
گل من خوش به حالکسیکه تو را خواهد بویید
یا صورة بیك و أمك
ای انعکاس پدرت و مادرت
شوبتشبه عیونو رسمك
چه قدر چشمان تو شبیه اوست
یا صغیری شو بحبّكأنا
کوچولوی من دوستت دارم
نامی یا صغیری تتصیری كبیری
کوچولوی من بخوابکمکم بزرگ می شوی
بعطیكی عمری نامی بأمان
تمام هستی خود را به تو خواهم دادتا آسوده بخوابی
نامی یا صغیری بقلبی تتصیری عمری اللی جایی و عمری اللیكان
کوچولوی من بخواب تو در قلبم گذشته و آینده من هستی

* تیام نام یکی از فرزندان نوال الزغبی است





اناعلى بالی


أنا على بالی على بالی أنا على بالی
من در خیالخود
أرقص جنبك
كنار تو به رقص در می آیم
حبیبی أنت یا غالی
عزیزم وگرانبهای من
أنا حبی غالی على قلبك
عشق من ارزش بسیاری در قلب تو دارد

لا تخلّی سهری یطول
نگذار شب زنده داریهای من بیشترازاین ادامه پیداکند
خدنی معك على طول
من را با خودت ببر
أنت لما تقول
وقتی تو اسم منرا صدا می زنی
بتلاقینی حدك
من را به سرعت در کنار خود خواهی یافت

كتیر بغار علیك و الغیره بعیونی
به تو حسادت می کنم و این حسادت درچشمان من آشکار است
كل اللی حوالیك من عیونی عرفونی
چشمانم عشقم را فاشکرد
رقّصنی اللیل بطولو
تمام شب من را به رقص دربیار
و یقولوا شو مایقولوا
و اجازه بده هرچه اطرافیان می خواهند بگویند
شو بحبّتسهّرنی
دوست دارم شب را همراه با تو باشم
و بحنانك تغمرنی و تخبینیبقلبك
و در مهربانی تو غرق گردم و من را در قلبت پنهان کنی

أنت أحلى حببأیامی و سنینی
تو زیباترین عشق درروزها وسالهای زندگی من هستی
صوبك مالالقلب لعندك ودینی
قلب من به سوی تو می آید من را به کنار خودت ببر
وحدك أنتحبیبی
تنها توعشق من هستی
أنا من دونك غریبه
من بدون تو غریبه ای بیشنیستم
أنا بدی تحاكینی و
می خواهم که با من حرف بزنی
لیلیا تلاقینی وتفرحنی بحبك
و شبها در کنار من باشی و با عشقت من را شاد کنی


پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 09-01-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 17,828
سپاسها: : 2,986

3,514 سپاس در 1,876 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

متن عربی و ترجمه فارسی مهمترین ترانه های نوال الزغبی (3)


یاما قالوا

یاما قالوا ... ما یقولوا حبینا كده وهوینا كده و ملینا الدنیا غرام فی غرام. هیعیدوا و یزیدوا ده اللی انا حاساه و اللی انا عیشاه فی الحب یا ناس ولافی الاحلام

حرفهای زیادی زدند ولی نمی گویند که ما اینطور عاشق شد و دنیا را از عشق پر کردیم. دوباره تکرارش می کنند و به آن اضافه می کنند من احساسش می کنم و من با عشقش زنده ام ای مردم نه در خواب


یاما قالوا ... ما یقولوا حبینا كده وهوینا كده و ملینا الدنیا غرام فی غرام. هیعیدوا و یزیدوا ده اللی انا حاساه و اللی انا عیشاه فی الحب یا ناس ولافی الاحلام

حرفهای زیادی زدند ولی نمی گویند که ما اینطور عاشق شد و دنیا را از عشق پر کردیم. دوباره تکرارش می کنند و به آن اضافه می کنند من احساسش می کنم و من با عشقش زنده ام ای مردم نه در خواب


قرب من قلبی اللی عشانك یاما غنى و غنى و بیحلم بلقاك یا حبیبی و لسه بیتمنى. قرب من قلبی اللی عشانك یاما غنى و غنى و بیحلم بلقاك یا حبیبی و لسه بیتمنى

به قلبم که مال توست نزدیک شو و بسیار آواز خواند و خواند و خواب دیدارت را می بیند عزیزم و هنوز آرزویت را می کشید. به قلبم که مال توست نزدیک شو و بسیار آواز خواند و خواند و خواب دیدارت را می بیند عزیزم و هنوز آرزویت را می کشید



روحی انا عمری انا ... انا دایبة فی حبك و هواك ده انت انا اه یا انا ... انا منك وهوایا هواك. روحی انا عمری انا ... انا دایبة فی حبك و هواك ده انت انا اه یا انا ... انا منك وهوایا هواك

ای جانم ای عمرم من در عشقت آب شدم تو وجودمی آه از وجودم .. من جزو تو هستم و عشقم عشقت است. ای جانم ای عمرم من در عشقت آب شدم تو وجودمی آه از وجودم .. من جزو تو هستم و عشقم عشقت است



على ناری یا حبیبی بستنى كده و فی قلبی كده أشواق تملى الدنیا بحالها. و تجینی تلاقینی الشوق دوب فیا و عذب و الحیرة بتفظل على حالها

با آتش درونم ای عزیزم اینطور منتظرم و در قلبم اینطور دلتنگی هاییست که دنیا را به تنهایی پر می کند. و تو می آیی مرا می بینی دلتنگی در من آب شده و عذابم می دهد و سرگردانی به حال خودش باقی می ماند

یاما قالوا ... ما یقولوا حبینا كده وهوینا كده و ملینا الدنیا غرام فی غرام. هیعیدوا و یزیدوا ده اللی انا حاساه و اللی انا عیشاه فی الحب یا ناس ولافی الاحلام

حرفهای زیادی زدند ولی نمی گویند که ما اینطور عاشق شد و دنیا را از عشق پر کردیم. دوباره تکرارش می کنند و به آن اضافه می کنند من احساسش می کنم و من با عشقش زنده ام ای مردم نه در خواب



حبیتك


كثییر بكیت عیونی كثییر سهرت جفونی كثییر عیونك لامونی كثییر كثییر

خیلی چشمانم را به گریه انداختی شب های زیادی پلک هایم را بیدار گذاشتی چشمانت خیلی سرزنشم کردند خیلی

روق ما تزعل منی روق اوعى تظلمنی روق حاجی تقهرنی روق روق

دوست دارم از من ناراحت نشوی دوست دارم بترسی ظلمم کنی دوست دارم ناراحتم نکنی

من اول نظرة استحلیتك من ثانی نظرة تمنیتك من ثالت نظرة بالسهره قدمتلك میة زهرة حبیت السهره و وحبیتك

در نگاه اول پسندیدمت در نگاه دوم خواستمت در نگاه سوم در شب بیداری صد شکوفه به تو هدیه کردم عاشق شب بیداری و عاشقت شدم

من اول نظرة استحلیتك من ثانی نظرة تمنیتك من ثالت نظرة بالزهرة قدمتلك میة زهرة حبیت الزهرة ووحبیتك

در نگاه اول پسندیدمت در نگاه دوم خواستمت در نگاه سوم در شب بیداری صد شکوفه به تو هدیه کردم عاشق شب بیداری و عاشقت شدم

كثییر قلبك غمرنی كثییر حبك نطرنی كثثیر صوتك سحرنی كثییر كثییر

قلبت بسیار در آغوشم گرفت عشقت بسیار منتظرم گذاشت صدایت بسیار جادویم کرد

بعیید لو لحظة عنی بعیید حبك جننی بعیید لعندك خدنی بعیید بعیید

اگر لحظه ای از من دور شوی عشقت دیوانه ام می کند اگر می روی من را با خود ببر

من اول نظرة استحلیتك من ثانی نظرة تمنیتك من ثالت نظرة بالسهرة قدمتلك میة زهرة حبیت الزهرة و وحبیتك

در نگاه اول پسندیدمت در نگاه دوم خواستمت در نگاه سوم در شب بیداری صد شکوفه به تو هدیه کردم عاشق شب بیداری و عاشقت شدم



الاسى


الاسی باین علیه الحب لكن آسی بیبص فی عیونی وعامل ناسی من وسط كل الكون لمس احساسی

سنگ دل است عشق در او آشکار است ولی سنگ دل است در چشمانم نگاه می کند و خود را به فراموشی می زند بین همه دنیا احساسم را لمس کرده است

تعبلی قلبی وكله من لهفة عینیا اول ما شوفه الشوق الیه یتداره فیه

دلم خسته شد و همه به خاطر نگاه چشمانم می باشد اول که می بینمش دلتنگی به او در وجودم پنهان می شود

واجری علیه وانا فاكرة مش باین علیة واتاری قلبی سبقنی راح من بین ایدیة

پیشش می روم و طوری رفتار می کنم که برایم آشکار نیست و قلبم بازیچه است دلم را از من گرفت و از دستم رفت

الاسی باین علیه الحب لكن آسی بیبص فی عیونی وعامل ناسی من وسط كل الكون لمس احساسی

سنگ دل است عشق من بر او آشکار است ولی سنگ درست در چشمانم نگاه می کند و خود را به فراموشی می زند بین همه دنیا احساسم را لمس کرده است

یا عیونه قوله یا قلبه متخبوش كفایة اللیل بطوله دمعته سهران معایا

ای چشامانش به قلبش بگویید اینطور پنهان نکند شب دراز است و اشک هایش با من بیدار است

ده عنیك منین ما بروح الاقیهم ورایا عذبت روحك لیه كده ایه الحكایة

این چشمانت هر جا که بروم پشت سرم می بینمشان چرا خودت را اینقدر عذاب می دهی قضیه چیست؟

الاسی باین علیه الحب لكن آسی بیبص فی عیونی وعامل ناسی من وسط كل الكون لمس احساسی

سنگ دل است عشق من بر او آشکار است ولی سنگ درست در چشمانم نگاه می کند و خود را به فراموشی می زند بین همه دنیا احساسم را لمس کرده است



اغلى الحبایب


تبقى اغلى الحبایب مهما تبعد یا غایب انت كل الهوى مین قالك بنسى حبك حبیبی كثیر بحبك لازم نرجع سوى

عزیز ترین معشوق ها می مانی اگر چه بروی تو همه عشقم هستی چه کسی به تو گفته عشقت را فراموش می کنم عزیزم خیلی دوستت دارم باید به هم برسیم

قلبی لغیرك ما انكتب صدق ما بعرف شو السبب انت حبیبی والعتب مرفوع

قلبم قسمت کس دیگری نیست باور کن نمی دانم چرا تو عزیزم هستی و سرنزش ها را نمی پذیرم

تبعد انا ببقى انا برجع انا حبك انا انت انا تنسی هوای ممنوع

اگر بروی من عاشقت می مانم برگردی من عاشقتم تو وجودم هستی درست نیست عشق را فراموش کنی

تبقى اغلى الحبایب مهما تبعد یا غایب انت كل الهوى مین قالك بنسى حبك حبیبی كثیر بحبك لازم نرجع سوى

عزیز ترین معشوق ها می مانی اگر چه بروی تو همه عشقم هستی چه کسی به تو گفته عشقت را فراموش می کنم عزیزم خیلی دوستت دارم باید به هم برسیم

بعدك ماراح اعرف حدا لا اسمع صوت ولا صدى انت غرامك بالقلب والروح

بعد از تو کسی را نخواهم شناخت صدایی و پاسخی نمی شونم عشقت در دل و جانم است

حبك هنا بعدك ضنا عنك انا مالی غنى سحرنی بكلامك یا حبیب الروح

عشقت خوشبختی است دوریت سختی است جز تو سرمایه ای ندارم با حرفهایت جادویم کن ای عزیز جان

تبقى اغلى الحبایب مهما تبعد یا غایب انت كل الهوى مین قالك بنسى حبك حبیبی كثیر بحبك لازم نرجع سوى


عزیز ترین معشوق ها می مانی اگر چه بروی تو همه عشقم هستی چه کسی به تو گفته عشقت را فراموش می کنم عزیزم خیلی دوستت دارم باید به هم برسیم

عادی


عادی تشغلنی تشغلنی فی حبك عادی عادی تجرحنی تجرحنی بهواك

عادی است اگر مرا گرفتار کنی گرفتار عشقت کنی عادی است اگر زخمیم کنی با عشقت زخمیم کنی

لو تموتنی احبك بس اموت انا معاك عادی تشغلی بحبك عادی تجرحنی بهواك

ولی مرا بکشی دوستت دارم ولی با تو می میرم عادی است اگر گرفتارم می کنی و عادی است اگر با عشقت زخمیم کنی

مو مهم اوعد واخلف ما اعاتب وانت تعرف لو جرحت القلب مرة عادی خلی الجرح ینزف

مهم نیست وعده بدهم و خلف وعده کنم و تو می دانی سر زنش نمی شوم اگر یک بار عادی است اگر بگذارم زخم خونریزی کند

مو مهم اوعد واخلف ما اعاتب وانت تعرف لو جرحت القلب مرة عادی خلی الجرح ینزف
عادی عادی تشغلنی تشغلنی فی حبك عادی عادی تجرحنی تجرحنی بهواك
انشغالی فی غرامك لحظة انطرها و ابیها لو تفتش فی ضلوعی تلقى نفسك انت فیها

گرفتاریم در عشقت طوری است که لحظه ای منتظر می مانم و افتخار می کنم تواگر در استخوانهایم بگردی خودت را می بینی که در آنها هستی

عادی عادی تشغلنی تشغلنی فی حبك عادی عادی تجرحنی تجرحنی بهواك

عادی است اگر مرا گرفتار کنی گرفتار عشقت کنی عادی است اگر زخمیم کنی با عشقت زخمیم کنی



على ناری یا حبیبی بستنى كده و فی قلبی كده أشواق تملى الدنیا بحالها. و تجینی تلاقینی الشوق دوب فیا و عذب و الحیرة بتفظل على حالها

با آتش درونم ای عزیزم اینطور منتظرم و در قلبم اینطور دلتنگی هاییست که دنیا را به تنهایی پر می کند. و تو می آیی مرا می بینی دلتنگی در من آب شده و عذابم می دهد و سرگردانی به حال خودش باقی می ماند




یاما قالوا ... ما یقولوا حبینا كده وهوینا كده و ملینا الدنیا غرام فی غرام. هیعیدوا و یزیدوا ده اللی انا حاساه و اللی انا عیشاه فی الحب یا ناس ولافی الاحلام

حرفهای زیادی زدند ولی نمی گویند که ما اینطور عاشق شد و دنیا را از عشق پر کردیم. دوباره تکرارش می کنند و به آن اضافه می کنند من احساسش می کنم و من با عشقش زنده ام ای مردم نه در خواب



بتعرفنی انا


سنین یا حبیبی انا ویاك لا مش ممكن انساك من بالی ما بتروح

عزیزم سالهایی با تو بودم نه محال است فراموشت کنم از فکرم نمی روی

حنین بغیابك مش حنین من دونك صار انین لعندك بدی روح

مهربانی در دوریت مهربانی نیست بدون تو ناله شد می خواهم پیشت تو بروم

بتعرفنی انا یا حبیبی قلبی معلق فیك وصدقنی انا انا بنسى حالی وما بنسیك

عزیزم می دانی من قلبم گرفتارت شده است و باور کن من خودم را فراموش می کنم ولی تو را فراموش نمی کنم

وایام الهنا یا حبیبی عشتا بقربك انت ما انت انا ماعاد فیی بدی ارجع مشتاقة انا بلاقیك

و عزیزم روزهای خوشبختی زمانی بود که کنار تو زندگی کردم بر نگشت تو نباشی من نیستم پیشم بر نگشت می خواهم برگردی من دلتنگم که ببینمت

اوهام سرقت منی احلام نستنی كیف بنام تركت بالی مشغوول

خیال ها خواب از چشمم ربود باعث شد فراموش کنم چطور بخوابم رها کرد افکارم مشغول باشد

الایام الی كنا فیها بعاد یاریتنا ما بتنعاد ونبقى سوى ع طول

کاش روزهایی که ما دور از هم بودیم بر نگردد و همیشه با هم باشیم

بتعرفنی انا یا حبیبی قلبی معلق فیك وصدقنی انا انا بنسى حالی وما بنسیك

عزیزم می دانی من قلبم گرفتارت شده است و باور کن من خودم را فراموش می کنم ولی تو را فراموش نمی کنم

وایام الهنا یا حبیبی عشتا بقربك انت ما انت انا ماعاد فیی بدی ارجع مشتاقة انا بلاقیك


و عزیزم روزهای خوشبختی زمانی بود که کنار تو زندگی کردم بر نگشت تو نباشی من نیستم پیشم بر نگشت می خواهم برگردی من دلتنگم که ببینمت
sarapoem.persiangig.com

پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 09-01-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 17,828
سپاسها: : 2,986

3,514 سپاس در 1,876 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

متن عربی و ترجمه فارسی مهمترین ترانه های نوال الزغبی(4)
عایزاك


عملت ایه فیا خلتنی احب الحب ده لوم ویاما لاموا علیا لا بنسى عمری قلبك ده

با من چه کردی که گذاشتی اینقدر عاشق شوم اگر هر چه هم سرزنشم کنند هرگز این دلت را فراموش نمی کنم

حبك على طول شاغلنی قلبك بقى حتة منی یعنی لو مهما قالوا بقول عایزاك

عشقت همیشه گرفتارم کرده است قلبت جزئی از من شد یعنی هر چه هم بگویند من می گویم تو را می خواهم

انت لو مهما اقولك اكثر واكثر بحبك انا بنسى الدنیا دیة وانا ویاك

هر چه هم به تو بگویم بیشتر و بیشتر دوستت دارم تمام این دنیا را فراموش میکنم ولی من با تو هستم

ما تقولی لیه انا كل حاجة فعمری حلوة بشوفها بیك

نمی گویی چرا من هر چیز زیبا در زندگیم را با تو می بینم

ما تقولی لیه انا كل یوم عن یوم بكون محتاجة لیك

نمی گویی چرا من هر روز به روز به تو احتیاج دارم

عملت ایه فیة خلتنی احب الحب ده لوم ویاما لاموا علیا لا بنسى عمری قلبك ده

با من چه کردی که گذاشتی اینقدر عاشق شوم اگر هر چه هم سرزنشم کنند هرگز این دلت را فراموش نمی کنم

انت قلبك مكانی انت اللی ملكش تانی یللی روحی وعینیة بیجروا علیك

قلبت جای من است من جز تو چیزی ندارم ای که جانم و چشمانم به تو وابسته اند

عمری ما نساك یا عمری یالی انت یا قمری كل ثانیة فحیاتی بعیشها انا بیك

هر گز فراموشت نمی کنم ای عمرم ای که ماهم هستی هر لحظه ای در زندگیم من با تو زندگی میکنم

وانا بین ایدیك بشتاق الیك ووحشنی لو منی قریب بالله علیك قربنی لیك دنه مش هعیش لو یوم تغیب

و من در دستانت دلتنگت هستم و دلتنگت هستم حتی اگر پیشم باشی تو را به خدا بیا پیشم من اگر یک روز بروی زنده نخواهم بود
بتسال



بتسال بحبك ولا دنه بموت فیك والله وقلبی علیك وحتى فبعدک عنی بحبك فوق ما بیخطر لیك

می پرسی دوستت دارم؟ و نه من برایت می میرم و به خدا قلبم پیش توست و حتی در دوریت از من بیش از آنکه به فکرت خطور کند دوستت دارم

بقولك ایه اسال عنیك حتقولك ایه حبیتنی فیک فعنیك حاجات یاما خلتنی ادوب یاما ولقیت خلاص قلبی فی ایدیك

چه بگویم به تو از چشمانت سوال کن به تو خواهند گفت چه چیزی من را عاشق تو کرد در چشمانت
خیلی چیزهاست که باعث شده من خیلی ذوب شوم و ناگهان ببینم قلبم در دستانت است

بتسال بحبك ولا دنه بموت فیك والله وقلبی علیك وحتى فبعدک عنی بحبك فوق ما بیخطر لیك

می پرسی دوستت دارم؟ و نه من برایت می میرم و به خدا قلبم پیش توست و حتی در دوریت از من بیش از آنکه به فکرت خطور کند دوستت دارم

لیلة وحدة تعدی وانت مش معایا بحس انی معشتهاش لیلة وحدة وانت جنبی فی حضن قلبی بروح لدنیا مرحتهاش

یک شب که بگذرد و تو با من نباشی حس می کنم من آن شب را زندگی نکردم یک شب که تو کنارم باشی در آغوش قلبم به دنیایی می روم که نرفتم

فی عینیك حاجات یاما خلتنی ادوب یاما ولقیت خلاص قلبی فی ایدیك

در چشمانت خیلی چیزهاست که باعث شده من خیلی ذوب شوم و ناگهان ببینم قلبم در دستانت است

بتسال بحبك ولا دنه بموت فیك والله وقلبی علیك وحتى فبعدک عنی بحبك فوق ما بیخطر لیك

می پرسی دوستت دارم؟ و نه من برایت می میرم و به خدا قلبم پیش توست و حتی در دوریت از من بیش از آنکه به فکرت خطور کند دوستت دارم

انت اجمل حب شفته والی عشته قبل منك مایسویش یاحبیبی انت اكثر من حبیبی انت حب مینتهیش

تو زیباترین عشقی هستی که دیدم و زندگی که قبل از تو داشتم قابل مقایسه با الان نیست عزیزم تو بیشتر از عزیزم هست تو عشقی هستی که تمام نمی شود

فی عینیك حاجات یاما خلتنی ادوب یاما ولقیت خلاص قلبی فی ایدیك

در چشمانت خیلی چیزهاست که باعث شده من خیلی ذوب شوم و ناگهان ببینم قلبم در دستانت است

بتسال بحبك ولا دنه بموت فیك والله وقلبی علیك وحتى فبعدی عنك بحبك فوق ما بیخطر لیك

می پرسی دوستت دارم؟ و نه من برایت می میرم و به خدا قلبم پیش توست و حتی در دوریت از من بیش از آنکه به فکرت خطور کند دوستت دارم


غیب عنی غیب



راجعلی حبیبی شو جایی تقول غیابك تعبنی تاركنی ع طول غرامك جرحنی وانت المسؤول بتغیب اللیالی وقلبك مشغوول

عزیزم برگشته برگشته ای چه بگویی دوریت خسته ام کرد همیشه رهایم کردی عشقت زخمیم کرده و تو مسوولی شب ها می روی و قلبت جای دیگری است

ضیعت بقربك ایامی شهور وسنینی لا سالت ولا داریت حبی وحنینی اه یاناری اه یا ناری انسانی یا روحی انسانی وحبك نسینی

پیش تو روزهایم را و ماه ها و سالهایم را از دست دادم و تو نپرسیدی و از عشقم و مهربانیم با خبر نشدی آه از آتشم آه آتشم فراموشم کنم ای جانم فراموشم کن و باعث شو عشقت را فراموش کن

غیب عنی غیب روح عنی روح روح واطفی نار قلبی وناری انا انا غیب عنی غیب

دور شو از جلویم دور شو برو از پیشم برو و آتش قلبم را خاموش کن برو از پیشم برو

مش باقی بقلبی لقلبك حنان مش باقی بحیاتی لحبك امان بتمر اللیالی وبیدور الزمان لحبك ما برجع لو مهما كان

در قلبم نسبت به قلبت مهربانی باقی نمانده در زندگیم نسبت به عشقت آرامشی باقی نمانده است شب ها و زمان می گذرد هر چه بشود به عشقت باز نمی گردم

ضیعت بقربك ایامی شهور وسنینی لا سالت ولا داریت حبی وحنینی اه یاناری اه یا ناری انسانی یا روحی انسانی وحبك نسینی

پیش تو روزهایم را و ماه ها و سالهایم را از دست دادم و تو نپرسیدی و از عشقم و مهربانیم با خبر نشدی آه از آتشم آه آتشم فراموشم کنم ای جانم فراموشم کن و باعث شو عشقت را فراموش کن

غیب عنی غیب روح عنی روح روح واطفی نار قلبی وناری انا انا غیب عنی غیب

دور شو از جلویم دور شو برو از پیشم برو و آتش قلبم را خاموش کن برو از پیشم برو



اخر مرة



یا یا حبیبی اخر مرة اقابلك فیها ولا هتشوفنی خلاص بعدیها اوعدك انی حسیبك خالص ورى ضهری حكایتك هرمیها

اینجا اخرین باری است که تو را می بینم و بعدا دیگر مرا نخواهی دید تمام شد بهت قول مردانه می دهم تو را رها کنم و قصه ات را پشت سر پرت می کنم

یا حبیبی انا فاض بیا كفایة السكة معاك صعب امشیها وان كنت بقولك یا حبیبی اخر مرة اندهلك بیها

ای عزیزم به اندازه کافی مهربان بودم سخت است در ایوان بدون تو راه بروم و اگر به تو بگویم عزیزم آخرین باری است که با این نام خطابت می کنم

صعبان علیا الی احنا یا عمری وصلنالو لكن ده حل اخیر ومفیش حل بدالو

ای عمرم آنچه به آن رسیدیم سخت بود ولی این راه حل آخر است و راهی جز این نیست

لو عندك اعذار وفرها دی نهایه وخلتنی اختار ولا هكمل ولا قادرة اتحمل مش فاضل حاجة ثانیة اخسرها

اگر بهانه ای داری بیاور این آخرش است و تو گذاشتی انتخابش کنم و دیگر ادامه نمی دهم و نمی توانم تحمل کنم درست نیست چیز دیگری از دست بدهم

یا حبیبی انا فاض بیا كفایة السكة معاك صعب امشیها وان كنت بقولك یا حبیبی اخر مرة اندهلك بیها

ای عزیزم به اندازه کافی مهربان بودم سخت است در ایوان بدون تو راه بروم و اگر به تو بگویم عزیزم آخرین باری است که با این نام خطابت می کنم

یا یا حبیبی اخر مرة اقابلك فیها ولا هتشوفنی خلاص بعدیها اوعدك انی حسیبك خالص ورى ضهری حكایتك هرمیها

اینجا اخرین باری است که تو را می بینم و بعدا دیگر مرا نخواهی دید تمام شد بهت قول مردانه می دهم تو را رها کنم و قصه ات را پشت سر پرت می کنم



روحی یا روحی



یا لی اسرنی هجرنی لیه
ای کسیکه من را مجذوب خود کرده ای , برای چه من رارها کرده ای
انت فكرنی ولا ایه
به من فکر می کنی یا نه
قول یا حبیبی وصرحنی حبیبی
به من بگو و حرف دلت را بزن عزیزم
ریحنی من الی انا فیه
و منرا از این بی قراری نجات بده

اه غایب و فیتنی
آ ه از من دور شده ای و من را به حال خود رها کردهای
اه بنادیك و لا جتنی
آه اسم تو را صدا می زنم ولیکن پیش من نمی آیی
امتى بقى لروحی ترجعنی
کی دوباره به من زندگی می بخشی
ایه ایه هینسینی
و باعث فراموشی همه چیز می شوی
ولا یقسینی
و من را آزار نمی دهی
مفیش حاجة قدرت تمنعنی
هیچ چیز نتوانست مانع عشقم به تو شود

روحی یا روحی یا روحی
ای وجود و هستی من
لیك محتاجة
به تو نیازدارم
روحی یا روحی تعال
ای زندگی و روح من بیا
قول بقى حاجة
و فقطچیزی بگو
لو عملت ایه
یا کاری بکن
جوى قلبی فیه
دراعماق قلب من
حبعمرك ماتحلم بیه
عشقی نسبت به تو وجود دارد که حتی در خواب هم نمی توانیببینی

محتاجة یجی میت سنه یادوب
لااقل صد سال طول می کشد
عشان ابطل فیكادوب
تا من بتوانم دست ازعشق تو بکشم
انساك دی حاجة مش سهلة
فراموش کردنتو کار ساده ای نیست
لقاك دنا هتجنن علیك
دیدن تو باعث می شود تا درعشقتدیوانه شوم

اه مش هنساك ثانیه
آه حتی یک ثانیه هم نمی توانم فراموشت کنم
اهحبك حاجة ثانیه
آه عشقت با همه چیز فرق دارد
اه یانا من طول بعدك یانا
آهکه چه قدر من از دوریت رنج می کشم
اه فینك وحشنی
آه کجایی كه دلم خیلی برایتتنگ شده است
اه ویاك عیشنی
آه بیا و من را به کنار خودت ببر
امانة ترحمحالی امانة
کی به من رحم خواهی کرد



شو اخبارك




دخلك شو اخبارك قلی


خواهش می کنم به من بگو حالت چه طوراست


اشتقتلك انتاشتقتلی


دلم برایت تنگ شده است آیا دل تو برای من تنگ شده است


اشتقتلك طبعااكید


دلیلی ندارد که به تو بگویم چه قدر دلم برایت تنگ شده است


یومیه حبكیزید


هر روز عشقم به تو بیشتر می شود


تعرف حتى و انت بعید


خوب می دانی کهحتی اگرازمن دورباشی


قلبی معاك


قلبم به همراه توست



قلی شو صاربغیابی


به من بگو دوری از من چگونه گذشت


بعدك عم تنطر عبابی


هنوز کنار در خانه ام نشستی و انتظارم را می کشی


ولا بابی لما تسكر


ویا اینکه هنگامیکه در خانه ام به روی تو بسته شد


قلبك مع مفتاحو تسكر


قلب تونیز همراه با کلیدش قفل شد


راح برجع مش راح بتاخر


به سوی تو بر خواهم گشت حتییک لحظه نیز درنگ نخواهم کرد


انا ما بتاخر ع احبابی


من هیچ وقت برای دیدنکسانی که دوستشان دارم دیر نخواهم کرد



مافیی قلك مافیی


نمی توانم برایت تعریف کنم


بغیابك شو صایر فیی


نمیتوانم تعریف کنم که دوریت چه به روزگار من آورد


انت بقلبی و روحی مصور


تو درتمام قلب و وجود من حک شده ای


یومیه بعینیه بتسهر


تو هر روز در بین چشمانمزنده می شوی


كل ما احن الك بتذكر


هر وقت که دلم برای تو تنگ می شود احساس میکنم


حالی طفلی و تركض لیك


که مانند دختر بچه ای هستم که به دنبال تو میدوم


حبیبتی من تكون



الرفاق حائرون یفكرون یتسالون فی جنون حبیبتی انا من تكون

دوستان سرگشته اند فکر می کنند از هم سوال می کنند در دیوانگی هستند معشوق من که است

یفكرون یتسالون یتهامسون یتخیلون اسماء و اشیاءویضیع كل هدا هباء

فکر می کنند از هم سوال می کنند در خیال بسر می برند و اسم ها و اشیا هر هدیه ای را از بین می برد

لا تخافی واهدئی واهدئی یا صغیرتی لا تخافی واهدئی واهدئی یا صغیرتی

نترس و آرام باش ای کوچکم نترس و آرام باش

لا تبالی اننی اه اننی یا حبیبتی اه اخفی هواك عن العیون فكیف منی یعرفون

عزیزم گمان نکن من عشقت را از چشمان پنهان می کنم چون چطور عشق را بفهمند

حبیبتی حبیبتی انا من تكون من تكون حبیبتی حبیبتی حبیبتی

عزیزم چه کسی است

صغیرتی انا لم اقل شیئا لم اقل وابدا ابدا لن اقول

کوچکم من چیزی نمی گویم هیچ وقت نخواهم گفت

حرصی علیك وحرص نفسی على الحیاة لكی تقوم

علاقه ام به تو مانند علاقه به خودم برای ادامه زندگی است

لا تحتاری نظراتهم الیك لا تفزعك همساتهم علیك فانتی فی اعماق داتی سر اسرار حیاتی

با نگاه هایشان سرگردان نشو نجوی هایشان با تو تغییرت ندهد تو در اعماق وجودم هستی راز رازهای زندگیم هستی

فدعیهم یا حیاتی فدعیهم یا حیاتی دعیهم یفكرون یتسالون یتخیلوا

آنها را رها کن ای زندگیم رها کن فکر کنند از هم سوال کنند در خیال به سر برند

لا تخافی واهدئی واهدئی یا صغیرتی لا تخافی واهدئی واهدئی یا صغیرتی

نترس و آرام باش ای کوچکم نترس و آرام باش

لا تبالی اننی اه اننی یا حبیبتی اه اخفی هواك عن العیون فكیف منی یعرفون

عزیزم گمان نکن من عشقت را از چشمان پنهان می کنم چون چطور عشق را بفهمند

حبیبتی حبیبتی انا من تكون من تكون حبیبتی حبیبتی حبیبتی

عزیزم چه کسی ست
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 02:39 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


لینک فروشگاه سایت: صد تومن !




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها