بازگشت   پی سی سیتی > هنر > موسيقی Music > موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی در این بخش به شناساندن بزرگان موسیقی ایران میپردازیم بیوگرافی ها عکس ها خاطرات و خدمات ... و همچنین اخبار و مسائل مربوط به موسیقی ایران در این بخش گنجانده میشود

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 04-27-2010
ZZRSS آواتار ها
ZZRSS ZZRSS آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: KARAJ
نوشته ها: 331
سپاسها: : 15

15 سپاس در 13 نوشته ایشان در یکماه اخیر
جدید بیوگرافی خواننده های ایران از قدیم تا جدید

این تایپیک ایجاد کردم تاشما عزیزان بیشتر با هنرمندان که برای هنر ایران هر کدام زمان خود زحمت کشیدن و بدانید از کجا اومد به کجا میرن یاد همه آنها گرامی چه آنهایی که در قید حیات هستند و چه آنهایی که از این دنیا رفتند





__________________
*********************

يه تشكر خشگ و خالي هم خوبه

پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 04-27-2010
ZZRSS آواتار ها
ZZRSS ZZRSS آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: KARAJ
نوشته ها: 331
سپاسها: : 15

15 سپاس در 13 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض بيوگرافي زنده ياد آغاسي

مختصري از بيوگرافي زنده ياد آغاسي
هنرمند مردمي زنده ياد نعمت الله آغاسي

آغاسی که متولد سال ١٣١٨ بود به سبب فقر و ناداری نه مدرسه را تمام کرد و نه امکان يافت در کلاس‌های آموزش موسيقی شرکت کند.او از سال ١٣٤٨، با ترانه‌هايی مانند " مرو با ديگري" و " بت پرست" به نامی آشنا در عرصه فرهنگ عامه‌پسند ايران بدل شد و با ترانه‌های "آمنه" و "لب کارون" به شهرتی بی‌مثال رسيد.




انقلاب اسلامی نقطه پايانی بود بر فعاليت‌های آغاسی و کسانی مانند او. اما که او دوباره در لاله زار به صحنه رفت، شور و هلهله در اين مکان تداعی‌گر روزهای اوج شهرت آغاسی شد.





آغاسی که متولد سال ١٣١٨ بود به سبب فقر و ناداری نه مدرسه را تمام کرد و نه امکان يافت در کلاس‌های آموزش موسيقی شرکت کند.او که استعداد خوانندگی خود را سرخود و بی استاد پرورش داده بود ابتدا در مراسم و جشن‌های مردم می‌خواند. بعدتر اما ، با آمدن به تهران در سال ١٣٤٨، با ترانه‌هايی مانند " مرو با ديگري" و " بت پرست" به نامی آشنا در عرصه فرهنگ عامه پسند ايران بدل شد و با ترانه‌های "آمنه" و "لب کارون" به شهرتی بی مثال رسيد.
از برجستگی‌ها و تمايز کار آغاسی بود که با هنرش به ورای مرزها و محدوده‌های لاله زار پانهاد و صدايش مسئولان وقت راديو را نيز متقاعد کرد که آن را برای لذت شمار هر چه بيشتری از مردم با امواج راديو به دورافتاده ترين نقاط کشور بفرستند.
اگرچه در سال‌های منتهی به انقلاب آغاسی اوج شهرت و آوازه خود را پشت سر گذاشته بود، اما همچنان می‌خواند و صدايش کماکان هوادارن چشمگيری داشت. با انقلاب اسلامی و رخوت و ممنوعيت‌هايی که در همه عرصه‌های فعاليت فرهنگی و از جمله در کار ترانه خوانان عامه پسند پديد آمد، آغاسی نيز تمام و کمال از فعاليت بازماند و تنها به کار رستوان داری در کرج مشغول شد. او در دهه گذشته با سفرهايی به خارج و اجرای چند کنسرت مشتاقان قديمی صدايش را به خاطره‌های سال‌های چهل و پنجاه برد. در خود ايران نيز او 1382 برای اولين بار پس از انقلاب اجازه يافت که دوباره در لاله زار کنسرتی برگزار کند. استقبال از اين کنسرت به حدی بود که لاله زار يکسره تعطيل شد و مقامات را از اين که صدای آغاسی با اين همه استقبال ضررو زيانی متوجه آيين و و ارزش‌های ايدئولوژيک حاکم بکند به نگرانی انداخت . اين چنين بود که آغاسی مجبور شد دوباره از اجرای برنامه در لاله زار درگذرد.
با اين همه در اين هفته‌های اخير که تا حدودی در وضع جسمانی آغاسی بهبودی حاصل شده بود يکی دوبار در ميان سالمندان مستقر در جاده حصار مهرشهر کرج و نيز در ميان معلولان مجمتع توان بخشی جاده لشکرک حضور يافت و با اجرای برنامه ساعاتی موجبات شادی و نشاط آنها را فراهم آورد.



سال ۱۳۴۸ به تهران آمد و کار هنری خود را با مشوقش استاد ناصر تبریزی آغاز کرد . او با ترانه های «دل شده یه کاسه ی خون» [با آهنگسازی ناصر تبریزی و ترانه ی بامداد جویباری] و «شده ام بت پرست تو » [با آهنگسازی محسن عرب و ترانه ی بامداد جویباری ] خود را با ایرانیان آشنا کرد و از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور با صدای او و ترانه ی«لب کارون» پایکوبی کردند.آغاسی دارای بیش از ۱۸۰ ترانه می باشد. امپراتوری آغاسی با پرچمی سفید و حنجره ای بی همتا که ویژه ی خوانندگان جنوب ایران است ، آغاز شد و هرگز به پایان نرسید .

وقتی به دنیا آمد، روی شناسنامه اش نوشتند "نعمت ا... آزموده" ، آنگاه که به 17 سالگی رسید، به خاطر شغل اش، نعمت نفتی خوانده می شد و چون به میانسالی رسید، دیگر همه او را "آغاسی" می شناختند. دست آخر هم سنگ مزارش دو اسمی از آب درآمد، ابتدا آغاسی و بعد نعمت ا... آزموده.

پدر اصفهانی و مادر دزفولی در اهواز به هم می رسند و او به همراه دو برادر و دو خواهرش در این شهر قد می کشد. برادر بزرگ تر در محله کوت عبدا... معلم بود ولی نعمت در نقطه مقابل او، از نعمت سواد محروم. می گفت: برادرم برای هر مشق 5 ریال جایزه می داد تا من باسواد شوم ولی علاقه نداشتم. دست آخر هم با اصرار و اجبار تا کلاس دوم آن زمان بیشتر نخواندم.

پس از انقلاب 1357 بیشتر خوانندگان عامه پسند که به لاله زاری هم معروف بودند، راهی دیار غرب شدند و کم کم جریان موسیقی لس آنجلسی را پایه ریزی کردند. بی گمان برای آغاسی شانس زیادی وجود داشت تا در آنجا هم کم و بیش مانند گذشته به فعالیت ادامه دهد ولی نرفت و سکوت اینجا را به غزلخوانی آنجا ترجیح داد. اما چرا؟ بقیه را از زبان خودش بشنوید.




جریان موسیقی مردم پسند ایرانی که پیش از انقلاب با چهره هایی چون آغاسی، داوود مقامی، جمال وفایی، ایرج و دیگران دنبال می شد، اگر متناسب با شرایط زمانه پیش می آمد، امروزه می توانستیم آن را موسیقی پاپ ایرانی عنوان کنیم. یعنی چیزی که هم شعر و هم آهنگ اش، به طور کلی بر اساس زیبایی شناسی فرهنگ ایرانی استوار شده است. نه اینکه مثل الان چند خط شعر دم دستی و گاه درست و حسابی به زبان فارسی را با یک موسیقی سرتاسر بیگانه با فرهنگ موسیقی ایرانی قاطی کنیم و اسم اش را بگذاریم موسیقی پاپ! و آنوقت این پرسش برایمان پیش بیاید که منظور از پاپ، کدام جماعت ایرانی است، فرنگ رفته یا خاک وطن خورده؟ وقتی از فعالیت امثال آغاسی در دوران پس از انقلاب جلوگیری کردیم، آنچه در دهه دوم و سوم انقلاب نصیب مان شد یک موجود حرامزاده به نام موسیقی پاپ بود که از هم آغوشی موسیقی های غیر ایرانی با شعر و ترانه فارسی پدید آمده بود. می توان گفت جریان موسیقی عامه پسند ایرانی با مرگ آغاسی، عملاً به خاک سپرده شد. امروز اگر در محافل هنری داخل و خارج کشور با افتخار از میراثی به نام موسیقی دستگاهی ایران یاد می کنیم، وقتی نوبت موسیقی مردم پسند ایرانی می شود، به ناچار سرمان را پایین می اندازیم. زیرا به غیر از نمونه های دست مالی شده موسیقی پاپ غربی، چیزی برای عرضه وجود ندارد!؟


یادش گرامی روحش شاد


v
__________________
*********************

يه تشكر خشگ و خالي هم خوبه


ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 10:42 PM
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ZZRSS سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #3  
قدیمی 04-27-2010
ZZRSS آواتار ها
ZZRSS ZZRSS آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: KARAJ
نوشته ها: 331
سپاسها: : 15

15 سپاس در 13 نوشته ایشان در یکماه اخیر
جدید زندگی نامه مهستی






زندگی
مهستی در ۲۵ آبان ۱۳۲۵ در تهران زاده شد. از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است.پرویز یاحقی استعداد خوانندگی او را در نوجوانی کشف کرد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگ‌تر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از مهستی گنجوی شاعر ایرانی وام گرفته بود.







خدیجه دده بالا که بعدها با روی آوردن به خوانندگی نام هنری مهستی را برای خود برگزید، در سال 1946(1325) متولد شد. در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویز یاحقی، یکی از مشهورترین موسیقیدان های ایران، کشف شد.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلهای رنگارنگ که در دهه چهل از رادیو ملی ایران پخش می شد، به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
کمی پس از انقلاب ، مهستی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد. در سال 2005 نیز آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه ها از وی برای 35 سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آورد.


وی در روز دوشنبه چهارم تیرماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی، در ساعات اولیه روز (۷:۵۲بامداد) و به علت بیماری سرطان روده بزرگ در کالیفرنیا درگذشت.[۶] از وی بیش از ۳۵ آلبوم برجای مانده‌است

دوره خوانندگی




مهستی در ایران پیش از انقلاب شروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره ۴۲۰و با خواندن ترانه‌ای به نام آن که دلم را برده خدایا ساختهٔ بیژن ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌است. اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگ‌هایی نیز درین سبک اجرا نمود.

در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی می‌کردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی‌گردید.


زندگی خصوصی




روابط خانوادگی
مهستی دوبار ازدواج کرد، ولی هر دوی ازدواج‌ها منتهی به طلاق شده‌است. از ازدواج اول با کورس ناظمیان صاحب دختری به نام سحر است. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بوده‌ است [نیاز به ذکر منبع]. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نام‌های ناتاشا و ناتالی دارد.

دوران بیماری

مهستی: من "عاشق" زندگی هستم . . .


مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود. اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود. پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز، شرایط وی می‌باشد، امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت. با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد. به علت ظهور مجدد علایم بیماری، در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فوراً به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور، دختر برادر خود، به همراه با پزشک خانوادگی، حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.

درگذشت

تصویری از تابوت مهستی در زیر پرچم شیر و خورشید نشان ایران.بعد از چهار سال بیماری سرطان روده بزرگ در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعت ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی درگذشت.

یک آهنگ زیبای از این بانوی خوش صدا:

دانلود آهنگ زیبا و ماندگار (( موجم ولی خاموش و خسته )) ( موج ) از زنده یاد بانو مهستی

مراسم خاکسپاری و جنجال تغییر دین

تصویری از کاروان عزاداران در حال انتقال تابوت مهستی به گورستان وست وود در شهر لس آنجلس.پیکر وی پس از انتقال از شمال کالیفرنیا، در ساعت ۱۲:۳۰ روز جمعه ۸ تیر در گورستان وست وود مورچری در لس آنجلس با رعایت آداب اسلامی، در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان، به خاک سپرده شد و هزاران نفر و از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهردار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.

برگزاری مراسم به شیوه اسلامی موجب بروز اعتراض هایی شد. شماری اظهار داشتند مهستی پیش از مرگ به مسیحیت گرویده بود. عکس هایی از او در حین انجام آیین های مسیحی در اینترنت منتشر شده است. پرویز صیاد در برنامه ای مفصل در شبکه تلویزیونی پارس به مسیحی شدن مهستی اشاره کرد و با مسیحیان ایرانی که پشت درب های بسته گورستان وست وود تجمع کرده بوده مصاحبه کرد.

نادره سالارپور در مصاحبه با رادیو زمانه از بی اطلاعی خانواده مهستی از تغییر دین این خواننده گفت.

مراسم تشییع پیکر مهستی به طور زنده، از شبکه جهانی طپش پوشش داده شده بود.

لازم به ذکره که بگم مهستی مسلمان بود و مسلمان از دنیا رفته ومسیحی شدن او شایعه ای بیش نیست . او برای امام علی ترانه ها آهنگهای بسیار زیادی خونده و حتی
دخترش مسلمان بودن او را تذکر داده و از اینکه او را مسیحی خطاب کنند به شدت عصبانی می شود .

آلبوم‌شناسی


با گروه کثیری از ترانه‌سازان ایرانی در سبک‌های گوناگون، از پرویز یاحقی و علی تجویدی و اسدالله ملک گرفته تا انوشیروان روحانی، صادق نجوکی، محمد حیدری و منوچهر چشم‌آذرو با ترانه سرایانی چون بیژن ترقی، تورج تگهبان، لیلا کسری(هدیه),هما میرافشار,همایون هشیارنژاد و ژاکلین همکاری داشت. بیشتر کارهای او در حدود ۶۰ اثر ازجهانبخش پازوکی است.

در اواخر و آلبوم آخر (از خدا خواسته) نیز شادمهر عقیلی عهده‌دار موسیقی و تنظیم کار با ترانه‌هایی سروده مریم حیدرزاده بوده‌است.



یادش گرامی روحش شاد


__________________
*********************

يه تشكر خشگ و خالي هم خوبه


ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 11:20 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ZZRSS به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #4  
قدیمی 04-27-2010
nae آواتار ها
nae nae آنلاین نیست.
کاربر فعال بخش سینما
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: بهشهر
نوشته ها: 1,694
سپاسها: : 1

30 سپاس در 26 نوشته ایشان در یکماه اخیر
nae به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض زندگی نامه ی استاد داریوش اقبالی

زندگی نامه ی استاد داریوش اقبالی





استاد داریوش اقبالی 15 بهمن 1329 (4 فوریه 1951) در تهران به دنیا آمد پدرش محمود از ملاکان آذربایجان بود . وی دوران کودکیش را در شهر میانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند و اولین بار صحنه را در 9 سالگی، در مدرسه شهر آرا به مناسبت جشنی تجربه کرد .
داریوش تحصیلات راهنمایی را در مدرسه فارابی کرج گذراند . یکی از معلمانش که آذری زبان بود، برنامه هایی در سالن های ورزشی ترتیب می داد که داریوش در آن سالن ها ایفای نقش می کرد مدتی بعد داریوش به تهران آمد و در دبیرستان مدائن تحصیلاتش را ادامه داد، چندی نگذشت که به خاطر انشای خیلی صادقانه اش از مدرسه اخراج شد . بعد این موضوع به دبیرستان آزادگان نارمک رفت . داریوش 2 سال از تحصیلاتش را در دبیرستان شاپور شهر سنندج گذراند و هنوز هم یادگاری داریوش بر روی یکی از درخت های سنندج موجود است بعد از اتمام درس، کارخوانندگی را به صورت حرفه ای آغاز کرد اولین ترانه ای داریوش که در 17 سالگی اجرا شد ترانه پیمان شکسته بود که ساخته خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود، درسال 1349 زمانیکه داریوش 19 ساله شد به طور رسمی کار خوانندگی را با ترانه همیشه جاوید به من نگو دوست دارم آغاز کرد مساله ای که همیشه داریوش را در کنسرت هایش رنج می داد، رفتار پلیس ها و بادی گاردهای برگزار کننده کنسرت ها با هوادارانش بود که این بی مهری ها باعث شده بود تا عشق حاکم بر سالن های کنسرت داریوش کم رنگ شود .
داریوش توسط آقای حسن خیاط باشی راهی تلویزیون شد و با آقای فرشید رمزی که در آن زمان کارگردان تلویزیون بود شروع به همکاری کرد . از آنجایی که در آن زمان مملکت پارتی بازی بود، داریوش را به خاطر یه سری مسائل از تلویزیون اخراج کردند، در آن موقع شاید تنها یکی دو آهنگ از داریوش پخش شده بود . بعد از آن با ایرج جنتی عطائی آشنا شد و با او به راهش ادامه داد . بعد از ایرج با هنرمندانی چون حسن شماعی زاده (آهنگساز چشم من، دستای تو و ...) ،بابک بیات (آهنگسازخونه ،بن بست و ...)، بابک افشار ( آهنگساز آلبوم نفرین نامه ) و اردلان سرفراز کار خویش را ادامه داد . داریوش با کیوان و افشین گروه شش و هشت را تشکیل دادند، ترانه های (شیطنت، چه خوبه آدم همیشه و یاد اون روزهای شاد) مربوط به این گروه می باشد .
داریوش در سال 1351 زمانی که 22 ساله بود به خاطر خوندن ترانه های (بوی گندم، بن بست، جنگل، علی کنکوری و خونه) باعث بر انگیخته شدن خشم نظام شاهنشاهی شد و به زندان قصر افتاد ساواک برای مدتی بدجوری پاپیچش شد و در سن 23 سالگی دوباره به زندان اوین افتاد برای داریوش قابل قبول نبود که به خاطر یک سری آهنگ و ترانه باید مورد باز پرسی قرار گیرد . داریوش به خاطر خوندن این ترانه ها 2 سال و 2 ماه در زندان بود که 6 ماه را در سلول انفرادی سپری کرد .
داریوش علت محبوبیت خود را چنین بیان میکند : سعی کردم خودم باشم، صادق باشم، سعی کردم با مردم رو راست باشم، و این همان رازی است که می تواند هرکس را در قلب های مردم جای دهد .
پاشیدن اسید روی داریوش هنرمند محبوب ایران : مدتی تیتر اصلی روزنامه ها و مجلات شده بود داریوش در این باره چنین می گوید یادمه روی صحنه بودم و داشتم ترانه ی نفرین نامه رو می خوندم که یک دفعه احساس کردم که صورتم گرم شده بعد که متوجه شدم دیدم زنی با یک لیوان آبجو خوری روی صورتم اسید پاشیده خوشبختانه در مجاورت با هوا خاصیت اسید کم شده و آسیب جدی بر من وارد نشد، نمی دونم این عشق بود، نفرت بود، چی بود که این زن رو مجبور به این کار کرد .
در کارنامه هنری 36 ساله او بیش از 200 ترانه ثبت شده و ایفای نقش در 2 فیلم یاران و فریاد زیر آب تجربه سینمایی او می باشد . جهان عرب با سبک غنی او آشناست، از این رو جایزه افتخاری فستیوال ویدیو کلیپ در بحرین به او اهدا گردید. داریوش در شب مراسم از صلح و آزادی و امنیت در کشورهای منطقه، مخصوصاً وطنش، پیام داد با این آرزو که مستبدین و دیکتاتورها از تاریخ پند بگیرند.
سال 2000 سال رویش داریوش : داریوش کارش را ادامه داد تا اینکه از 2000 گفت سال 2000 سالی که همه از همهمه های یکی شدن به من شدن روی می آوردند . ترانه سال 2000 که در آن زمان برای مردم غیر باور و همه زیر لب می گفتند: داریوش از چه میگوید...؟ از سقوط، از فرار، از شکفتن فلز آری غیر باور بود در زمانی که اوج محبت بود از سال 2000 بگویی، آری به شب های پر از قصه رسیدیم به سال 2000 وقتی که سال میلادی داشت ورق می خورد، بودند کسانی که ترانه 2000 را زمزمه میکردند آن لحظه بر داریوش چه گذشت ...؟ اما بر خلاف تصور سال2000میلادی برای داریوش شروعی دوباره بود، بهتر بگویم تولدی دوباره داریوش در این سال توانست از دست اعتیاد خلاص شود، بیماری که چندین سال دامن گیر او بود اعتیاد بیماری که امروزه دامن گیر جامعه ما شده، در مورد اعتیاد سخن گفتن زیاد است از سال 2000 داریوش دامنه ی فعالیت خود را وسیع تر نموده و به حمایت از هموطنان دردمندش، که از بیماری اعتیاد رنج می بردند، سازمان مرکز بهبودی ایرانیان را، همراه یاران دیگرش تأسیس نمو د. با پایه گذاری بنیاد آینه و عضویت در سازمان عفو بین الملل، فعالیت های اجتماعی او گسترده تر گردید . او در این راستا می کوشد تا با پیام بهبودی و ارائه آگاهی، پیشگیریی و مبارزه با همه آسیب های اجتماعی، بخصوص بیماری اعتیاد، فضایی سالم برای هموطنان در آتش نشسته سرزمینش بوجود آورد . اما هنر مندانی چون اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی، فرید زولاند و ... از داریوش گفته اند که شنیدن حرفهای آنان خالی از لطف نیست .
داریوش از زبان اردلان سرفراز : در مورد داریوش من یک کتاب 35 ساله میدونم، ولی مختصر می کنم حرفم را جدای کیفیت های تکنیکی صدای داریوش که باید اساتید موسیقی در موردش سخن بگویند، در مورد داریوش فقط این را می توانم بگویم که داریوش صدای زخمیه سرزمین ماست . داریوش صدایی بوده که در طول 35 سال پا به پا و همگام ترانه ی متعهد و بیدار ایران قدم برداشته و به قول دوست شاعرم، آقای فرهاد شیوانی (به صدایی می خواهم برسم که گلویش نی خونین شکایت باشد) که داریوش آن صدایی است که به اعتقاد من و دیگر همکارانم که نقشی در ترانه بیدار و ترانه متعهد و ترانه مولف دارند در سرزمین من بار عاطفی این ترانه ها را داریوش به بهترین وجه به دوش کشیده و به مردمی که مخاطبین اصلی هر هنر متعهد هستند رسانده و به سعادت کارهای داریوش یک به یک اگر مرور کنیم در کنار ما پای مردانه ایستاده و این از نظرکیفیت های یک صدای متعهد . در انتها می خواستم بگویم که داریوش واقعیت ترانه راستین و متعهد و ترانه بیدار ایران هست، از آغاز تا به امروز، ترانه ی ماندنی یعنی آیینه ی رو در روی اجتماع و سرزمین من، نشانگر تمام کمی و کاستیها .
داریوش از زبان فرید زولاند : من افتخار این را دارم که در حدود 35 سال است با داریوش کار می کنم و در طی این مدت بهترین کارهای خود را که البته با صدای داریوش و اشعار زخم دار آقایان اردلان سرفراز، ایرج جنتی عطائی و شهیار قنبری می باشد را ساخته ام . داریوش به نظر من کسی هست که اعتبار مو سیقی ماست، اعتبار ترانه هست، ترانه بیدار، داریوش کسی هست که با صداش حقیقت را به رخ می کشد، درد او درد مردم هست و درد ترانه سرا و آهنگساز را خوب می داند و به صورت درست و به صورتی که لازمه به مردم ارائه میدهد . داریوش کسی هست که ترانه را از صورت گل و بلبل و از صورت کوچه و بازاری به صورت جدی و اجتماعی در می آورد و مسائل اجتماعی و سیاسی را بیان می کند و داریوش به نظر من بهترین پیام دهنده ترانه است. و من خودم از نظر احساسی و کاری وقتی که برای داریوش کار می کنم، صدای او، رفاقت او، صداقت او، در وجود و احساس من وجود داره و صداش در گوشم می خونه و برایش آهنگی رو می سازم که در وجود من به وسیله ی صدای او نواخته می شود و این را هم می دونم که این پیام به طور صحیح به دست مردم و گوش مردم می رسه .
اما مسئله ای که همه را حیرت زده کرد درخشش داریوش در سینماست، داریوش با بازی در دو فیلم فریاد زیر آب و یاران توانست در دنیای هنرپیشگی نیز خود را محک بزند آن هم چه محکی...! در فیلم فریاد زیر آب که شاید بتوانم بگویم بارها و بارها این فیلم را دیده ام ولی هر بار دیدن آن تازگی خاصی برای من داشته و توانسته است ارتباط جدیدتری با من برقرار کند نیازی به خلاصه گویی داستان فیلم نیست چون می دانم برای یک بار هم که شده، این فیلم ها را دیده اید و می توانم حدس بزنم که پرده به پرده ی این فیلم را حفظ هستید. اما مسئله ای که به واقعیت گرایی فیلم کمک می کند تطبیقی از دنیای امروزی و دنیای لیلی و مجنونی سناریو است که در این فیلم دردهای جامعه به کنار رفته و عشق به میان می آید . داریوش علاوه بر ایفای نقش در این دو فیلم در بسیاری از فیلم ها با صدای خود توانسته است به فروش بیشتر آن فیلم کمک کند، که باز هم هنر داریوش است که من و تو را به پای گیشه بلیط فروشی می کشاند .
موسیقی داریوش یادآور این امید و نوید است که با پشتکار، عشق، ایمان، و با یک هدف والا میتوان وطن را دوباره ساخت، اگر چه با خشت جان خویش .






داریوش یک افسانه هست
افسانه ای زنده
افسانه ای برای مبارزه برای مردمش
برای کشورش
برای عقاید خود و ملتش
داریوش تا ابد در قلب میهن پرستان و هنر دوستان جاویدان است و بی شک بزرگترین خواننده ی پاپ ایران
__________________
ما خانه به دوشیم
ما خانه به دوشیم
تیم اس اس به دو عالم نفروشیم
سال 89 تو دربی 69
شیث رضایی دنبال فرهاد بدو
آی بدو آی بدو
آی بدو آی بدو

ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 10:55 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از nae به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #5  
قدیمی 04-27-2010
nae آواتار ها
nae nae آنلاین نیست.
کاربر فعال بخش سینما
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: بهشهر
نوشته ها: 1,694
سپاسها: : 1

30 سپاس در 26 نوشته ایشان در یکماه اخیر
nae به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض بیوگرافی گوگوش

بیوگرافی گوگو شاه ماهی موسیقی ایران(بانوی موسیقی ایران)




شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي، مارتيك، هاتف، نوش آفرين، شهرزاد سپانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است. همه اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.




"فائقه آتشين" ملقب به گوگوش در ۱۸ بهمن ۱۳۲۹ در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي او انتخاب كردند. در سن دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند. گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن ۲۴ سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني از پدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مرد كليمي ازدواج كرده بود، دارد. در همسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردند كه او را از كودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه او كار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابر آتشين در كار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت و تا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان داد كه چگونه مي تواند كار آوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليد كند و كم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت. گوگوش در سن ۸ سالگي كار خوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد. پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه در كاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويز مقصدي بود. در اوخر دهه ۵۰ همراه با گسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش به وجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنر ايراني و هنرمندي بود كه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران، او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است، كه اكثر آنها شايد بهترين آثار خود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي، جهانبخش پازوكي، حسن شمائي زاده، شهيارقنبري و ايرج جنتي عطائي هر يك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود. گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات از ايران خارج نشد و حتي يك بار نيز كه براي ديدن فرزندش كامبيز قرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال ۱۳۷۹ بعد از ۲۲ سال سكوت، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش و گيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق، پل، باور كن، كوير، پيش كش، فاصله، غريب آشنا، خوابم يا بيدارم و... اشاره نمود.






دربچه گي گوگوش بابچه اي ازيك خانواده ارمني بازي مي كرد كه اورا گوگوش صدا ميكرد.بااينكه درميان ارمنيها گوگوش نام مرداست،براي فائقه هميشه ماندگارشدواو نيز ازاين نام خوشش آمد.
پدرگوگوش - صابر اهل سراب تبريزاست.
گوگوش از سه سالگي خواندن را شروع كرد.

اولين ازدواج گوگوش با محمودقرباني برادر احمدقرباني صاحب كاباره ميامي تهران.اين ازدواج به جدايي انجاميد حاصل آن كامبيز يگانه فرزنداست.





پس از فيلم همسفر،بهروزوثوقي وگوگوش ازدواج كردند.كه 14 ماه بيشترطول نكشيد.
ليلافروهر،نوشافرين،نازي افشار از جمله چهره هايي بودند كه كاباره دارها براي شكستن شهرت گوگوش بكارگرفته شدند.
در سال 1971 در جشنواره كن براي انتخاب بهترين خواننده سال از ميان آوازخوانان جوان و آنهايي كه به تازگي صفحاتشان به بازار اروپاوآمريكا عرضه ميشوددر ميان 50 خواننده ي جوان بهترين خواننده ي جوان 1971 برگزيده شد.
اكثرآهنگهاي جاودانه ي گوگوش راهنرمندمعروف ايراني حسن شماعي زاده آفريده است.ونوار غريبه آشنا تمامي 13 آهنگ آنرا شماعي زاده ساخته است.
شهيارقنبري نيز از 18 سالگي با گوگوش همكاري داشته و ترانه سرايي ميكرداومجموعا 25 ترانه برای گوگوش سروده(به گفته ي خود شهيارقنبري)


22 سال سکوت اسطوره ی بهترین خواننده ی زن ایرانی را کامل کرد و برای همیشه در موسیقی ایران جاودانه شد






__________________
ما خانه به دوشیم
ما خانه به دوشیم
تیم اس اس به دو عالم نفروشیم
سال 89 تو دربی 69
شیث رضایی دنبال فرهاد بدو
آی بدو آی بدو
آی بدو آی بدو

ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 10:59 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از nae به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #6  
قدیمی 04-28-2010
ZZRSS آواتار ها
ZZRSS ZZRSS آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: KARAJ
نوشته ها: 331
سپاسها: : 15

15 سپاس در 13 نوشته ایشان در یکماه اخیر
جدید بیوگرافی پروانه ميرافشاري - زندگی نامه حميرا



پروانه ميرافشاري (حميرا)
متولد 1323 تهران از خانواده با نفوذ و سرشناس امير افشاري كه اصالتي آذري دارند مي باشد.
پدر او مالك 150 شهر و روستا درمنطقه شرق ايران وتوابع طالقان بوده است.
ازهمان كودكي حميرا خانه آنها به افتخارافرادبانفوذ حكومتي شاهد مراسم بزرگ باحضورهنرمندان نامي آن زمان مثل: قمرالملوك وزيري / روح انگيز / بنان / ملوك ضرابي و ... بود كه همين انگيزه اوليه دخترخانواده براي روآوري به آواز شد.
حميرا به دور ازچشم پدروبا تشويق همسر روشنفكروتازه از آلمان برگشته خود با نام نويسي درتست صدا درشوراي راديو آن زمان حيرت وتحسين اعضاء شورا را سبب شد وپس از آن تحت تعليم استادعلي تجويدي وبانو ملوك ضرابي قرار گرفت.
وي دو سال در سن 18 سالگي به يك خوانندهء تمام عيارتبديل شد. درهمان سن آوازي را دردستگاه سه گانه با آهنگسازي علي تجويدي وشعري از رهي معيري با نام "صبرم عطا كن" را اجرا كرد كه دركتاب ترانه هاي اين اثربه ثبت رسيده است.
وي به علت مخالفت پدربا نام مستعارحميرا فعاليت خود را آغازكرد اما پدر وي كه صداي دختر خود را ميشناسد و اينكه آوازخوان بودن دختر خود را به دور از شان خانوادگي خود ميبيند همه صفحات موجود در بازارتهران راخريداري كرده و درخانه خود انبارميكند وطلاق دختر خود راازهمسرش مي گيرد و به مدت يك سال دخترخود را درخانه زنداني ميكند. بعد يكسال در طي يك سفراروپايي كه براي جناب اميرافشاري پيش مي آيد حميرا كه از حمايت مادرخود برخورداربود دومين اثر خود بانام پشيمانم به آهنگسازي علي تجويدي را دردستگاه همايون اجرا ميكند كه باعث تحول عظيمي درموسيقي سنتي ايراني ميشود. پدر وي با آگاهي از اثر جديد دخترخود او را ازخانه طرد واز ارث محروم ميكند. بعد از آن وي مدتي رادرخانه پسرعمويش كه همسر اوهما ميرافشار ترانه سراي معروف بود به سربرد تاآنكه با استاد پرويز ياحقي ازدواج كرد ومدت شش يا هفت سال همسر اين آهنگساز بنام ايران بود ودراين مدت آثارماندگاري همچون: مراتقريبي / هديه عشق / بهارنورسيده / مراتنهانگذاري / پنجره اي به باغ گل و ... با آهنگسازي پرويزياحقي خلق كرد.


وي بعد از انقلاب چندماهي رادرزندان بسربرد و با پرداخت مالياتي معادل سي هزارآزاد شد.

همسرسوم وي كه تاجركراوات بود عملا بيكارشد وبي مهري وي به حميرا روزبه روز بيشترشد. حميرا تااواسط سال 60 خورشيدي در ايران ماند وبدليل مزاحمت هاي فراوان درتهران به يكي ازشهرهاي شمالي نقل مكان كرد ولي بازازطرف عناصرتندرو مورد آزارواذيت قرار ميگرفت. لذا به ناچاربدون حمايت وبه تنهايي وبصورت ناشناس باگريم درقالب پيرزني زشت با دختردوساله اش بنام هنگام ازمرزپاكستان ازايران خارج شد وازآنجا به اسپانيا وبعد به كاستاريكا رفت ودر آنجا دچارافسردگي شديد شد.


درحاليكه شوهرش بدون توجه به همسروفرزند به آمريكامهاجرت كرده بود حميرا با كمك همسرپسرعمويش هماميرافشار به كاليفرنيا مهاجرت وباحمايت احمد مسعود كارهنري خودراازسرگرفت. درسال 1378 تومورمغزي دچارشدكه به صورت معجزه آسايي از اطاق عمل نجات يافت. اوهم اكنون درشهرلوس آنجلس زندگي ميكند.
نوع صدا و سبک موسیقایی

صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهم‌تر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند .

آهنگسازان

برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارت‌اند از: استاد علی تجویدی - استاد پرویز یاحقی - استاد اسدالله ملک - استاد کامل علی پور - استاد محمد حیدری - استاد محمدجلیل عندلیبی - حسن شماعی زاده - بابک رادمنش - کاظم رزازان - صادق نوجوکی - استاد فضل الله توکل - استاد انوشیروان روحانی.
ترانه سرایان و شاعران آثار
حافظ - مولوی - بابا طاهر عریان - استاد رهی معیری - استاد بیژن ترقی - هما میرافشار - لیلا کسری مشهور به هدیه - جلیلی بیدار - عماد خراسانی - کمال خجند - گلچین معانی - معینی کرمانشاهی
لیست آثارکلاسیک ماندگار
(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی . هدیه عشق - بهار نورسیده بهار عشق من - محبت - ساز خاموش - دل خونه - محمد - درویشان - از دست عشق- بی وفایی - الهی بمیری --به خاطر تو - آهنگ محبت - می عاشقانه - گلهای تازه شماره 145 با هم خوانی استاد محمودی خوانساری. و...



لیست آثار ماندگار پاپ

دریا کنار - پیرت بسوزه عاشقی - سرگردان - ده بهار - بی قرار - شمال - کوچ - امید - اینه دنیا - عالم عشق -هم زبونم باش - مسافر غریبه - ای دادبیداد - چوبکاری -در جستجو -

__________________
*********************

يه تشكر خشگ و خالي هم خوبه


ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 11:05 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ZZRSS به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #7  
قدیمی 04-28-2010
ZZRSS آواتار ها
ZZRSS ZZRSS آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: KARAJ
نوشته ها: 331
سپاسها: : 15

15 سپاس در 13 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض بیوگرافی فرهاد مهراد

فرهاد مهراد







فرهاد مِهراد (۲۹ دی ۱۳۲۲، تهران - ۹ شهریور[۱] ۱۳۸۱، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ ایرانی بود. از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی» و «شبانه» اشاره کرد.

در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند. در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.
پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.


سال‌های کودکی فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در [لنگرود گیلان]] متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که سازی برای او تهيه کنند. با اصرار برادرش يک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.



سال‌های جوانی و شهرت

بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد.
پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.


در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد. در ماجرای محاکمهٔ غلامحسین کرباسچی یادداشتی در روزنامهٔ توس (۱۸ مرداد ۱۳۷۷) چاپ کرد تحت عنوان «معرفت آقای شهردار» که در آن به حمایت از کرباسچی پرداخته بود.

سال‌های پایانی و بیماری

پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور[۴] همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.


آهنگ‌سازی
  • تو را دوست دارم، شعر از مهدی اخوان ثالث (با تغییرات فرهاد)
  • نجوا(اصل آهنگ از منفردزاده)
  • خواب در بیداری، شعر از Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
  • برف، شعر از نیما یوشیج (با تغییرات فرهاد)
  • کوچ بنفشه‌ها، شعر از شفیعی کدکنی
  • خیال خوشی، شعر از ویلیام شکسپیر
  • کتبیه، شعر از فریدون رهنما
  • گاندی، ‌شعر از مهاتما گاندی، ترجمه شعر از انگلیسی محمد حسین آریا
  • وقتی که بچه بودم،‌ شعر از اسماعیل خویی (با تغییرات فرهاد)
ترانه‌ها
  • مرد تنها از آلبوم خواب در بیداری - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم رضا موتوری) - شعر: شهیار قنبری
  • شبانه ۱ - موسیقی: اسفندیار منفردزاده - شعر:احمد شاملو
  • خسته - موسیقی: محمد اوشال (موسیقی متن فیلم زنجیری) - شعر: عباس صفاری
  • آوار - موسیقی: فرهاد - شعر: شهیار قنبری
  • جمعه - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم خداحافظ رفیق) - شعر: شهیار قنبری


__________________
*********************

يه تشكر خشگ و خالي هم خوبه


ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 11:09 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ZZRSS به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #8  
قدیمی 06-13-2010
ZZRSS آواتار ها
ZZRSS ZZRSS آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: KARAJ
نوشته ها: 331
سپاسها: : 15

15 سپاس در 13 نوشته ایشان در یکماه اخیر
جدید بیوگرافی فریدون فروغی

فریدون فروغی







9بهمن 1329 هجری خورشیدی در تهرانچشم به جهان گشوداو آهنگساز، نوازندهگیتار، پیانو، درامز، شاعر و خوانندهٔ ایرانی. او از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایرانی است.
او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد می‌شود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار می‌پرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار می‌آمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.
او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن داشتن استاد و با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین می‌آموختری چالز
اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپ‌های شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافه‌های معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد.
درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌ کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.
همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.
سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین آنها نماز یا نیاز است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد. که بعد به تبدیل شد
درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا می‌کند.
فریدون فروغی همیشه مورد بی مهری بی خردان بود و هست ، از یاد نمی برم زمانی که مجله ی بی محتوای "جوانان "در سالهای دور با تیتر درشت در صفحه ی پر خواننده اش نوشت : فریدون فروغی عربده می کشد یا آواز می خواند ؟!...او راه خودش را رفت و آنان که باید ، قدر او را دانستند اما ...
و باز از یاد نمی برم تلاشش را برای دریافت مجوز اما پس از مرگش به کاست او مجوز دادند.
چند ماه پس از فوت فریدون فروغی فیلم مستندی از زندگی وی در خانه ی هنرمندان به نمایش در آمد که مغایر بود با آنچه که بیننده انتظارش را می کشید ! فیلمی بود برای شهرت سازنده ی فیلم نه برای معرفی این عزیز از دست رفته
ماهی خسته ،فریدون فروغی
بگوئید بر گورم بنویسند :
زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت
مهربان بود ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:


1355=1957 میلادی ( ورود به سال اول دبیرستان )


1343= 1965 میلادی ( ادامه تحصیل در دبیرستان تخت جمشید در خیابان حجاب فعلی )

1346= 1968 میلادی ( خواندن در كافه موزیك های تهران )

1347=1969 (اخذ مدرك دیپلم در رشته علوم تجربی )

1348= 1970 میلادی (سفر به شیراز و اجرای برنامه در كازبا )

1350=1972 میلادی (اجرای دو ترانه آدمك و پروانه من برای فیلم آدمك به كارگردانیه خسرو هریتاش )

1352= 1974 میلادی ( اجرای ترانه نیاز برای فیلم زن باكره اثر زكریا هاشمی/اسم اصلی این ترانه نماز بوده است/اجرای ترانه تنگنا در فیلم تنگنا اثر امیر نادری )

1353=1975 میلادی ( جدایی از گلوریا فتوره چی/ دعوت به برنامه رنگارنگ تلوزیون )

1354=1976 میلادی ( اجرای ترانه های همیشه غایب " قوزك پا " سال قحطی و خاك /ممنوع الصدا شدن به مدت دو سال به خاطر خواندن ترانه سال قحطی )

1356=1978 میلادی (اجرای ترانه های حباب اشك و مرد غریب /مرگ پدر فریدون/انتشار سومین كاست به نام سال قحطی )

1357=1979 میلادی ( اجرای ترانه های روسپی و بت شكن/ انتشار كاست بت شكن )

1358= 1980 میلاری ( اجرای ترانه های قریه من " حقه " دو تا چشم سیاه داری " طلوع خونین " طاهره " شیاد/ اجرای كنسرتی به نام فریدون فروغی با آغازی نو )

1359=1981 میلادی ( اجرای ترانه یار دبستانی من برای فیلم از فریاد تا ترور اثر منصور تهرانی )

1360= 1982 میلادی (اجرای ترانه كوچه شهر دلم / انتشار كاست سل )
1361= 1983 میلادی ( ساخت و تنظیم آهنگ سه قسمتی چرا نه ؟ )
1365= 1987 میلادی ( سفر به دوبی )

1373=1995 میلادی ( ازدواج با همسر دوم خانوم سوسن معادلیان )
1375= 1997میلادی ( جدایی از سوسن معادلیان )

1378 = 2000 میلادی ( اجرای كنسرت در هتل آنا كیش )

1379=2001 میلادی ( اجرای ترانه دچار برای فیلم دختری به نام تندر اثر محمد رضا آشتیانی )

1380=2002 میلادی (رهسپاری به دیار باقی / در روز جمعه 13 مهر 1380 فریدون فروغی آخرین ترانه زندگیش را میسراید / ترانه وداع با زندگی / )

1341=1963 میلادی ( تحصیل در دبیرستان فخر زازی در خیابان رامسر فعلی )

1351=1973 میلادی ( ازدواج با خانوم گلوریا فتوره چی/ دعوت به برنامه تلوزیونی شش و هشت به كارگردانیه فرشید رمزی و اجرای ترانه های زندون دل و غم تنهایی / اجرای ترانه فتنه چكمه پوش برای فیلم فتنه چكمه پوش اثر همایون بهادران )

1377= 1999 میلادی ( اجرای كنسرت در تالار حافظیه كیش )

1378= 2000 میلادی ( اجرای كنسرت در هتل آنا كیش )
1380=2002 میلادی (رهسپاری به دیار باقی / در روز جمعه 13 مهر 1380 فریدون فروغی آخرین ترانه زندگیش را میسراید / ترانه وداع با زندگی / )

1379=2001 میلادی ( اجرای ترانه دچار برای فیلم دختری به نام تندر اثر محمد رضا آشتیانی )

1380=2002 میلادی (رهسپاری به دیار باقی / در روز جمعه 13 مهر 1380 فریدون فروغی آخرین ترانه زندگیش را میسراید / ترانه وداع با زندگی / )
دانلود اهنگ فتنه چکمه پوش
دههٔ شصت و بعد

درسال 1360 چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای می‌دهد و طی سال‌های 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامی‌سازد و اجرا می‌کند. در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع می‌شود.
در سال 1365 سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیه‌کنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.
در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا می‌شود و در خرداد 1373 باهم ازدواج می‌کنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او می‌شود و دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرد؛ شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و شروع به تدریس می‌نماید.
در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش می‌شود. پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران می‌آید. علی‌رغم درخواست‌هایی که از شهرستان‌های دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال می‌شود، با برگزاری آن در شهرستان‌های دیگر موافقت نمی‌شود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز می‌گردد و به اجرای برنامه در هتل آنا‌ی کیش می‌پردازد.
در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر می‌‌خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش می‌شود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمی‌تواند مجوز حضور او را به‌عنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.
وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می‌‌کشید به خاک سپردند. شهیار قنبری در مورد مرگ او می‌گوید:


«فریدون فروغی برای دومین بار می میرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که می خواست بخواند.


فریدون را فراموشی و خاموشی کشت».



عمری غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه میگه من دوست دارم تو می دونی





یادش گرامی روحش شاد




__________________
*********************

يه تشكر خشگ و خالي هم خوبه


ویرایش توسط ترنم : 01-13-2014 در ساعت 11:13 PM
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ZZRSS به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #9  
قدیمی 08-05-2010
مهدی آواتار ها
مهدی مهدی آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد - مدیر تالار موبایل و دوربین دیجیتال

 
تاریخ عضویت: Jul 2010
محل سکونت: هر کجا هستم باشم،آسمان مال من است!
نوشته ها: 7,438
سپاسها: : 4,549

4,917 سپاس در 1,677 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Unhappy زندگینامه‌: محمد ‌نوری(1308-1389)

محمد هدایت نوری، آوازخوان نامی موسیقی لایت ایرانی، یکم دی ۱۳۰۸ در تهران زاده شد


او علاوه بر موسیقی توانست در شاخه‌هایی چون هنرستان تئاتر، دیپلم بگیرد و در کنار آن در دبیرستان دارایی تهران ادبیات و زبان انگلیسی را هم فرا گرفت و در دانشکده علوم اجتماعی تهران هم درس خواند.

دههٔ بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، به‌ویژه نسل جوان بود که بخشی را می‌توان متأثر از نشر و پخش وسیع‌تر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای مختلف جهان ازطریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. «محمد نوری» در همین سال‌ها - سنین نوجوانی - با خواندن اشعار نوینی که برروی نغمه‌های روز مغرب‌زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده‌بود، کار خوانندگی را آغاز کرد. او طی سال‌های بعد، با تکیه بر تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود، توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلاً ذکر آنان رفت، فضای متفکرانه‌ای به گونهٔ آوازیِ خویش دهد.

مدتی هم به بازیگری تئاتر سرگرم بود که از جمله آنها ایفای نقشی در نمایش بلبل سرگشته علی نصیریان در سال 1339 بود.

آوازهای این استاد، طی پنج دهه، درمیان سه نسل، شأن و اعتبار ویژه‌ای کسب کرده‌است. این هنرمند در حاشیهٔ سال‌های پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهٔ آوازی، تقریر و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری از ترانه‌های ماندگار، بیش از پیش خود را در دل مردم این مرزوبوم جا داد. او اخیراً چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. صدای او برای نسل گذشته یادآور لحظه‌های خوب و مهربانی‌های سرشار، و برای نسل امروز، آفرینندهٔ شیرین‌ترین خاطرات است. وی ترانه‌های میهنی زیادی اجرا کرده‌است. یکی از مهمترین و معروف‌ترین ترانه‌های وی، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته های خود نوری است.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی «سیروس شهردار» و «فریدون فرزانه» و« مصطفی پورتراب» رفت و از آن‌ها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت.

شیوه‌ای که به سختی می‌توان آن را در زیر شاخه‌ای از شاخه‌هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.
اجرای ترانه‌های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و...به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است. از نوری نزد یک به 300 اثر و ترانه و شعر برجای مانده است که اخیرا در کتابی با عنوان در خموشی‌های ساحل از سوی انتشارات آتنا به بازار کتاب عرضه شد.

وی به لحاظ پایبندی به اخلاقیات و پرهیز از دروغ و فریب به جایگاه والایی در بین مخاطبان و در اجتماع دست یافت. در سال ۱۳۸۵ او از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.
سرانجام پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان بدخیم خون و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران به دیار باقی شتافت.

__________________
تازه تر کن داغ ما را، طاقت دوری نمانده
شِکوه سر کن، در تن ما تاب مهجوری نمانده
پر گشاید شور و شیون از جگرها ای دریغ !
دل به زخمی شعله ور شد، جان به عشقی مبتلا
بر نتابد سینه ما داغ چندین ماجرا
تازه شد به هوای تو دل تنگ ما ای وای !

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از مهدی به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #10  
قدیمی 01-13-2014
ترنم آواتار ها
ترنم ترنم آنلاین نیست.
ناظر و مدیر تالارهای آزاد

 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: هرسین
نوشته ها: 4,945
سپاسها: : 6,906

10,774 سپاس در 3,448 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض زندگی نامه هایده - بیوگرافی هایده

هایده




معصومه دده بالا با نام هنری هایده، (۲۱ فروردین ۱۳۲۱ - ۳۰ دی ۱۳۶۸) خواننده ایرانی با صدای کنترآلتو است که بیست و یک سال در زمینه موسیقی دستگاهی و موسیقی پاپ ایرانی فعالیت داشت.






فعالیت حرفه‌ای

هایده در تهران متولد شد. نام اصلی او معصومه دده بالا است.خواهر کوچک‌تر او، مهستی نیز از خوانندگان معروف ایرانی است که حدود سه سال پیش از هایده خوانندگی را آغاز کرد. هایده، آنگونه که خود به کرات در چندین مصاحبه متذکر شده است، تحت تاثیر صدای پر قدرت و شیوه آوازخوانی دلکش، خواننده صاحب سبک و بلند آوازه ان دوران، روی به عالم موسیقی آورد. وی در ۱۳۴۷، فعالیت حرفه‌ای خود را با خواندن ترانه «آزاده» اثر استادش علی تجویدی که بر روی آخرین سروده رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد. اجرای ترانه «آزاده» با ارکستر بزرگ گل‌ها در رادیو تهران آغاز کار هایده بود. وی پس از اجرای چندین اثر دیگر از تجویدی و دیگر آهنگسازان بنام, از جمله همایون خرم, در برنامه گل‌ها، از نخستین سال‌های دهه ۱۳۵۰ به خواندن ترانه‌های پاپ علاقه‌مند شد که بیشتر از ساخته‌های فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند.
هایده در شهریور ۱۳۵۷ چندین ماه پیش از پیروزی انقلاب ایران را به مقصد بریتانیا ترک کرد. او تا پایان عمر از این رویداد به عنوان تلخ‌ترین خاطره زندگی خود یاد می‌کرد.
هایده از ۱۳۶۱ در لس آنجلس به فعالیت ادامه داد. یکی از نخستین برنامه‌های رسمی او در این شهر، کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (یو.سی.ال.ای) همراه با گروهی از سازهای ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی بود.
آلبوم‌ها




در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ آثار هایده در ایران به صورت صفحه گرامافون و نوار کاست منتشر شد. بیشتر این آثار و همچنین کارهایی که هایده در دهه ۱۹۸۰ در آمریکا خواند، در دهه ۱۹۹۰ و همچنین ۲۰۰۰ از نو روی سی‌دی منتشر شدند. قرار دادن ترانه‌های او در سی‌دی‌ها اغلب از نظم ویژه‌ای پیروی نمی‌کند.
دو آلبوم پایانی هایده «ای زندگی سلام» و «سوگند» رسماً به شکل آلبوم روی نوار و سی‌دی منتشر شده‌اند.
نام سی‌دی‌های منتشر شدهٔ دیگر از هایده که بیشتر نام یکی از ترانه‌های سی‌دی را بر خود دارند عبارتند از:
  • روزای روشن
  • خراباتی
  • پادشه خوبان
  • خداحافظ
  • شب عشق
  • فریاد
  • گل‌واژه
  • آزاده
  • بزن تار
  • رفتم
  • شانه‌هایت را برای گریه
  • آشنایی
  • بلبلی که خاموش شد
  • ناشنیده‌ها
  • اومدنت محاله
  • دشتستانی
  • بزم نوروز ۱۳۶۴
سه سی‌دی نیز از ترانه‌های هایده همراه با معین، ویگن و مهستی به نام‌های «گل‌های غربت»، «همخونه» و «اوج صدا» منتشر شده‌است.
کنسرت‌ها


هایده در رویال آلبرت هال، لندن، ۱۳۶۶


هایده به جز برنامه‌های معمول خود در کشورهای گوناگون، در دانشگاه یوسی‌ال‌ای در کالیفرنیا، و در تالارهایی با شهرت جهانی مانند رویال آلبرت هال (به رهبری فرنوش بهزاد) در لندن و موزیک هاله (هامبورگ) کنسرت‌هایی اجرا کرد.
بیشتر ترانه‌های هایده در سال‌های پیش از انقلاب در تلویزیون ملی ایران و پس از انقلاب در تلویزیون جام‌جم در لس آنجلس و بخشی دیگر نیز در تلویزیون ایرانیان و تلویزیون جنبش ملی ایران در جنوب کالیفرنیا به صورت نماهنگ (موزیک-ویدئو) در آمد.
مرگ


آرامگاه هایده، گورستان وست‌وود، لوس‌آنجلس



هایده در روز ۲۰ ژانویه ۱۹۹۰ برابر با ۳۰ دی ماه۱۳۶۸ فردای اجرای کنسرت در باشگاه کازابلانکا در حومه سان فرانسیسکو، بر اثر سکته قلبی درگذشت.
هایده در گورستان وست وود در لوس آنجلس با حضور هزاران نفر از ایرانیان مقیم آمریکا به خاک سپرده شد. هما سرشار (روزنامه‌نگار)، ویگن (خواننده) و حسن شهباز (مترجم و سردبیر فصلنامه رهاورد) از جمله سخنرانان در مراسم بودند. در تهران نیز علیرغم محدودیت‌های بسیار، گروهی از مردم در مسجدالجواد یاد او گرامی داشتند.
ویدئوی مراسم به فاصله کوتاهی، مخفیانه در ایران پخش شد.






پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ترنم به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 04:42 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


لینک فروشگاه سایت: صد تومن !




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها