بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > فرهنگ و تاریخ > ایران ما > استان کرمانشاه

استان کرمانشاه در این تالار به بحث و بررسی مطالب مرتبط به استان کرمانشاه میپردازیم.

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #51  
قدیمی 06-20-2011
just mechanic آواتار ها
just mechanic just mechanic آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: کرمانشاه نگین غرب
نوشته ها: 74
سپاسها: : 467

83 سپاس در 36 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

علیاشرف نوبتی،فرزند اسدالله، متخلص به پرتو، در ششم مهرماه ۱۳۱۰هجری شمسی در کرمانشاه متولد شد،تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود بهپایان رساند،سپس در پیشه ی فخاری به کار پرداخت.
پرتو از حافظه ی قوی ونیرومندی برخوردار است و ازمیان شعرای متقدم به شاهنامه ی فردوسی ، شعر حافظ و صائب بیشتر دلبستگییافت و از آنها مایه گرفت و از میان شعرای معاصر به اشعار شهریار ابرازعلاقه کرد و در ضمن در انجمنهای ادبی شهر خود کرمانشاهشرکت جست و به رونق شعرش افزود و سروده هایش مورد توجه قرار گرفت.
پرتو به گفته خود در شعر مقید به هیچ گونه سبک و فرمی نبوده و شعر را چیزی ورایکلام موزون و متعارف می داند . وی هزاران بیت از انواع مختلف شعر فارسی وکردی دارد.هر چند در انواع شعر طبع آزمایی کرده است،اما در غزلسراییاز مهارت و توانایی کاملی برخوردار است.وی امروز یکی از شعرای برجستهو نامور کرمانشاهان به شمار می رود و شعرش مورد توجه محافل ادبی قرارگرفته است.در سال ۱۳۷۳ مجموعه ی اشعار و سروده هایش به اهتماممحمد علی سلطانی و خط فریبا مقصودی توسط موسسه فرهنگی نشر سُها برایدوستداران ادب فارسی منتشر شد.
برداشت از کتاب: سخنوران نامی معاصر ایران، تالیف:سید محمد باقر برقعی _ جلد دوم،تاریخ انتشار:۱۳۷۳ _ نشر خرم قم
نمونه ای از شعر وی:
خورشید سر به خاک خفتن دارد - ماه از افق آهنگ شکفتن دارد
شب را که ز راه می رسد دریابید - شاید سخنی برای گفتن دارد.
کوچه باغی ها - پرتو کرمانشاهی ـ
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از just mechanic به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #52  
قدیمی 06-20-2011
just mechanic آواتار ها
just mechanic just mechanic آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: کرمانشاه نگین غرب
نوشته ها: 74
سپاسها: : 467

83 سپاس در 36 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

زندگی نامه مشاهیر کرمانشاه= میرزا رضا کلهر


ميرزا رضا كلهر فرزند رحيم بيك ، در سال 1245 هجري قمري ، در منطقه كلهر كرمانشاه به دنيا آمد . در آغازجواني به مقتضاي ايلي به سواري و تيراندازي متمايل گشت ، اما بعد ها به خوشنويسي روي آوردو به تهران رهسپار شد و نزد « ميرزا محمد خوانساري » تعليم خط گرفت . كلهر به سرعت از استادش پيشي گرفت و ناگزير خطوط به جا مانده از مير عماد را سرمشق قرار داد. وقتي كه آوازه او در افواه مردم پيچيد ، ناصرالدين شاه قاجار او را دعوت نمود و مدتي به شاگردي نزدكلهر مشق خط نمود. علاقه شاه به وي هيچگاه باعث نگرديد به درآمد دربار متكي گردد و با حقوق اندكي كه از راه كتابت دريافت مي داشت روزگار گذراند، تا سرانجام در سال 1310 ه، ق. بر اثر بيماري وبا درگذشت. يكي از مسائل مهم دوران كودكي ميرزا رضا كلهر ، جنگها و برخوردهاي قبيلگي و طايفه اي بود . در يكي از همين جنگها زخمي بركلهر وارد شد و باعث كم شنوايي او تا آخر عمر گرديد . اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : ميرزا رضا كلهر بر اساس نظام ايلي ، از سن ده دوازده سالگي به آموختن فنون رزمي و سوار كاري پرداخت و جسم خام را در بوته ممارست آماده نمود . تحصيلات رسمي و حرفه اي : از آنجايي كه همه قبيله كلهر عالمان دين و شعر بودند از روي ميل و قريحه شخصي به مشق خط رغبت يافت و پس از چند مشقي در نزد خوشنويسان ايل كه همه از بني اعمام او بودند ، به دليل اغنا نشدن از اين فراگيري ، راهي تهران شد . وي در خط نوآموز مكتب استاد ميرزا محمد خوانساري كه او نيز شاگرد محمد مهدي تهراني بوده است تعليم خط گرفت . پس از آن به اصفهان رفت و از روي خطوط و كتيبه هاي ميرعماد در تكيه ميرفندرسكي به مشق پرداخت . خاطرات و وقايع تحصيل : از حالات منحصر به فرد ميرزا رضا كلهر اين بوده است كه وقتي به نوشتن مي پرداخت يك روز فقط در تمرين يكي از حروف الفبا همچون ح - ف - ل- ن- ي مي پرداخت و در پايان روز از ميان آن همه تمرين يك يا چند كلمه را كه نظر مشكل پسند او را جلب مي كرد انتخاب و نگهداري مي نمود . ميرزا رضا كلهر پس از استفاده از محضر اساتيد تهران ، با شنيدن اين موضوع كه در قزوين بر سر درب حمامي ، قطعه اي از مير عماد وجود دارد عزم آن دياركرد و از روي آن نكته ها آموخت و مشق ها كرد . استادان و مربيان : كلهر خط را ابتدا در نزد خوشنويسان ايل كه همه ازبني اعمام او بودند آموخت سپس به نزد ميرزا محمد خوانساري رسيد و از محضر اين استاد استفاده نمود . از وقايع و رويدادهاي بوقوع پيوسته در دوران ميانسالي ميرزا رضا كلهر ، مي توان احضار وي از سوي ناصرالدين شاه را نام برد : « چون صيت شهرت ميرزا رضا كلهر به سمع ناصرالدين شاه رسيد وي را احضار و نوازش نمود و به قولي اندكي هم نزد او مشق كرد و شاه اراده نمودوي را در وزارت انطباعات بكار گمارد از آنجا كه مردي آزاده و بلند همت بود به واسطه استغناي طبعي كه داشت قبول نكرد .» كلهر همراه با جنبش زمان خود همگام با رهبران نهضت هاي عقيدتي محضر خود را محفل انتقاد مستقيم از حكومت استبدادي و عادات و رفتار نكوهيده دولتمردان قرار داد . عبد الله مستوفي يكي از شاگردان كلهر چنين مي گويد : « در مجلس مشق خود از سياست حرف مي زد و از رفتار حكومت بدون هيچ پرده پوشي آنچه را مخالف تصور مي نمود نقادي مي كرد ، بزرگترين گناه ميرزا يوسف صدراعظم ، در نظر ميرزا درويش بازي او بود ، از امين السلطان بي اندازه مزمت مي كرد و مثل همه كرمانشاهي ها كه كلمه قربان را در موارد محبت و يگانگي بيشتر از احترام به كار مي برند به ما مي گفت قربان ! اتمام عادات زشت ناصرالدين شاه كه در اين اواخر از او به ظهور مي رسد ، از رويه اي است كه اين مرد و پدرش به او آموخته اند ، مخصوصا خيلي از پول دادن بلاعوض امين السلطان به اين و آن نقادي كرده و مي گفت قربان اين مرد همه اين كشور را گدا كرد . » ميرزا رضا كلهر در روز جمعه بيست و پنجم محرم الحرام سال 1310 در سن 65 سالگي به مرض وباي عام تهران در گذشت . كلهر از راه خط نويسي و حق الكتابه مختصر درآمدي داشت و از آن راه زندگي مي كرد . اگرچه وي به دستور ناصر الدين شاه دعوت به كار در وزارت انطباعات گرديد، ليكن او نپذيرفت و تنها به آن قانع شد كه هر وقت مايل باشد براي اداره انطباعات كه زير دست محمد حسنخان صنيع الدوله ( همان اعتماد السلطنه ) كتابت كند و اجرت آن را بگيرد. اعتماد السلطنه خود در كتاب ‹‹ المآثر و الآثار›› در احوال ميرزا رضا چنين مي نويسد: «« هنوز از ديوان اعلي راتبه نخواسته و جراية نگرفته است و برگ و ساز مماش همي از اجرت كتابت مي كند و به هنر بازو و حاصل سرپنجه خويشتن روزگار مي گذراند. » ميرزا رضا كلهر پس از رسيدن مرحله استادي و تبحردرخط نستعليق ، تعليم خط را آغاز نمود . از جمله جاهايي كه وي در آنجا به كار تدريس پرداخت نزد ناصرالدين شاه قاجار بود مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : ميرزا رضا كلهر فرزند رحيم بيك ، در سال 1245 هجري قمري ، در منطقه كلهر كرمانشاه به دنيا آمد . در آغازجواني به مقتضاي ايلي به سواري و تيراندازي متمايل گشت ، اما بعد ها به خوشنويسي روي آوردو به تهران رهسپار شد و نزد « ميرزا محمد خوانساري » تعليم خط گرفت . كلهر به سرعت از استادش پيشي گرفت و ناگزير خطوط به جا مانده از مير عماد را سرمشق قرار داد. وقتي كه آوازه او در افواه مردم پيچيد ، ناصرالدين شاه قاجار او را دعوت نمود و مدتي به شاگردي نزدكلهر مشق خط نمود. علاقه شاه به وي هيچگاه باعث نگرديد به درآمد دربار متكي گردد و با حقوق اندكي كه از راه كتابت دريافت مي داشت روزگار گذراند، تا سرانجام در سال 1310 ه، ق. بر اثر بيماري وبا درگذشت. كلهر در 24 ساعت ، جزء 6 ساعت كه براي انجام عبادت و استراحت و نظافت مي پرداخت 18 ساعت آن را در اجتهاد براي اعتلاي فن خطاطي مي گذرانده است . آخرين مرحله از زندگاني ميرزا ، بعد علم و عرفان و خط سير فكري اوست ؛ كلهر هنرمندي بود كه در علوم ادبي تسلط كامل داشته و آثار بجا مانده از او مانند « مخزن الانشاء » گواه اين ادعاست . شاگردان : ميراز رضا كلهر اندوخته هاي شاگردان بسياري داشت ، ماهر ترين ايشان سيد مرتضي برغاني ، ميرزا زين العابدين شريف قزيني ، سيد محمود صدر الكتاب ، ميرزا عبدالله خان مستوفي بودند. او همچنين براي مدتي معلم خط ناصرالدين شاه نيز بوده است . از ديگر شاگردان وي فرزندان ميرزا محمد عليخان قوام الدوله بودند آرا و گرايشهاي خاص : ميرزا رضا كلهر پايه خط نستعليق را به جايي رساند كه بعضي وي را هم طراز مير عماد مي دانند؛ به علاوه در خط شكسته وي را بايد از استادان اين خط دانست. عبدالله مستوفي مي نويسد : « ميرزا رضا كلهر همان اصول مير عمادي را تعقيب كرد ولي سليقه هايي در كوتاه كردن مدها و كوچك كردن دوائر و هم چنين تغييراتي در ساير تركيبات حروف در اين خط وارد كرد . البته عمومي شدن اسلوب جديد كار آساني نبود زيرا ساير خطها كه عموما به شيوه مير عمادي مي نوشتند مسلما با اين اسلوب جدي ضديت مي كردند ولي ميرزاي كلهر با اين حرفها از دم در نرفت و شيوه خود را تعقيب كرد و بالاخره توانست خود را به اين درجه برساند كه شيوه و اسلوب او امروز سرمشق خط نستعليق شود و همگي از آن تبعيت نمايند . » دكتر بياني در «احوال و آثار خوشنويسان» مي نويسد : « آنچه مسلم است اينكه ميرزا رضا پايه خط نستعليق را در جايي نهاد كه پس از او كس به آن مقام نرسيده است و قدرت او كمتر كسي از خوشنويسان را دست داده و در واقع شيوه تازه اي در خط نستعليق آورده كه پيش از وي كسي به آن نزديك نشده است . »
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از just mechanic به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #53  
قدیمی 10-19-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

بيو گرافي یک پرفسور کرد

زندگی نامه مختصر :
پروفسور مجتبی شمسی پور در سال 1328 در کرمانشاه دیده به جهان گشود تحصیلات خود را تا
پایان دیپلم در کرمانشاه به پایان برد ایشان با ورود به دانشگاه صنعتی شریف تحت تاثیر اساتید آن
دانشگاه قرار گرفت و روز به روز بر علم خود افزود تا در سال 1352 موفق به دریافت لیسانس
شیمی شد اما ایشان گرایش شیمی تجزیه را انتخاب کردند و در سال 1354 موفق به گرفتن فوق
لیسانس در دانشگاه صنعتی شریف شدند. ایشان برای دریافت دکترای شیمی تجزیه به آمریکا
عزیمت کردند و در سال 1358 موفق به دریافت دکترا از دانشگاه ایالتی میشیگان شدند.

فعالیت ها :
- تدریس در دانشگاه شیراز و برگزیده شدن به عنوان استاد نمونه دانشگاه های ایران در
سال 1373
- تدریس در دانشگاه تربیت مدرس و دانشگاه رازی کرمانشاه
- عضویت در انجمن های شیمی آمریکا ، ایران و پاکستان
- عضویت در هیئت تحریریه چندین نشریه معتبر علمی
- عضویت در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران
آثار :
نگارش کتب علمی و ارائه مقالات فراوان در نشریات معتبر بین المللی

افتخارات :
برنده جایزه شیمی سال 2006 آیسسکو و انتخاب به عنوان برترین دانشمند جهان
برگزیده شدن به عنوان چهره ماندگار عرصه شیمی در دومین همایش چهره های ماندگار در سال
1381
محقق برجسته وزارت علوم و دریافت جوایز کتاب سال جمهوری اسلامی و کتاب برگزیده
دانشگاه های ایران

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #54  
قدیمی 01-14-2014
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

زندگینامه دو بازیگر کرد

اسماعیل سلطانیان


اسماعیل سلطانیان متولد 1333 كرمانشاه، فارغ التحصیل بازیگری و كارگردانی تئاتر از دانشكده هنرهای دراماتیك است. وی فعالیت هنری را سال 1349 كارگردانی تئاتر آغاز كرد.
مختصری از زندگی ، فعالیتهای آقای سلطانیا از زبان خودشان
الف : فراگیری دانش بازیگری
1- سال 1349 مرکزی به نام مرکز آموزش هنرهای دراماتیک که از طرف اداره تائتر تهران ماموریت داشت،به سرپرستی آقای آتش تقی پور در شهر کرمانشاه اقدام به پذیرش هنرجو نماید. اینجانب اسماعیل سلطانیان نیز همانند خیل عظیم مشتاقان هنر ثبت نام نمودم سپس طی یک امتحان کتبی ،شفاهی و عملی تعدادی دختر و پسر انتخاب و به مدت شش ماه تحت آموزش به مربیگری استاد ارجمندم آقای آتش تقی پور قرار گرفتیم. پس از اتمام دوره هم گواهی نامه ای مبنی برگذراندن این کلاس ها به هنر جویان داده شد از جمله اینجانب اسماعیل سلطانیان که این گواهینامه را بیش از گواهینامه لیسانسم دوست می دارم و برای آن ارزش ویژه قائل هستم زیرا مسیر زندگی مرا بطور کلی تغییر داد.
2- در سال 1357 پس از پایان دوران سربازی وقبول شدن در کنکور سراسری جهت شرکت در دانشکده هنرهای دراماتیک که خود امتحاناتی ویژه و تخصصی داشت ثبت نام کردم . پس از موفقعیت در امتحانات کتبی ، شفاهی و عملی بعنوان دانشجو پذیرفته شده و ازمهر ماه همان سال در رشته بازیگری مشغول به تحصیل گردیدم و درسال 1364 موفق به اخذ لیسانس در رشته بازیگری وکارگردانی شدم.
ب : فعالیت در زمینه تدریس تائتر و هنرهای نمایشی
1- سال 1357 بوسیله آقای سعید کشان فلاح به خانه جوانان بیسیم نجف آباد واقع در میدان خراسان به عنوان مربی تائتر معرفی شدم . در این زمان طی سه دوره سه ماهه هنر جویان آموزش های تئوری وعملی تائتر را فرا می گرفتند این کلاسها تا پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی تداوم داشت .
2- سال 1360 بدرخواست معاونت فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از مرکز اسلامی تائتر جهت آموزش تعدادی از برادران سپاه آقای محمد کاسبی سرپرست مرکز اسلامی تائتر مرا مامورآموزش به این هنر جویان نمود. یک دوره سه ماهه فشرده برای آنان برنامه ریزی گردید و در پایان آموزش نمایشنامه طلوع دهکده موضوعی در رابطه با دفاع مقدس به نویسندگی و کارگردانی اینجانب اسماعیل سلطانیان بطور عملی با این هنر جویان کار و نهایت به مدت یکماه در سالن تائتر شهر به روی صحنه برده شد بعدها نیز بارها بوسیله همین گروه در مناطق مختلف جنگ اجراء گردید.
3- در سال 1364 بدرخواست مسئولین امور تربیتی آموزش و پرورش از حوزه هنری جهت آموزش مسئولین مناطق بیست گانه استان تهران آقای سعید کشان فلاح سرپرست واحد تائتر حوزه هنری اینجانب اسماعیل سلطانیان را مامور به تشکیل کلاس ها نمودند.
طبق برنامه ریزی تدریس دانشگاهی آنهم بطور فشرده مدت یک سال دروس را به آنان تعلیم دادم و پس از گرفتن امتحان حوزه هنری به آنان گواهینامه شرکت و گذرندن دوره یکساله تائتر دادند تا تک تک این عزیزان طبق ماموریتی که داشتند بتوانند در منطقه خود تشکیل واحد تائتر داده و به هنر جویان تعلیم دهند.
4- سال 1365 حوزه هنری اقدام به پذیرش هنر جوی داوطلب در رشته هنرهای نمایشی بالاخص تائتر جهت استفاده از آنان برای تائتر و سینمای حوزه نمود. به درخواست حوزه هنری و ماموریتی که آقای سعید کشان فلاح به اینجانب دادند شخصاً مربی دو دوره شش ماهه تشکیل شده این کلاس ها شدم .
5- در سال 78 و 79 به مدت 15 ماه به دعوت آقای حسین نصرآبادی مسئول وقت کانون های تائتر سازمان فرهنگی و هنری شهرداری در فرهنگسرای بهمن اقدام به تشکیل کانون نمایش نمودم در طی این مدت حداقل 18گروه تائتری تشکیل گردید. ضمن آموزش تئوری به آنان در به روی صحنه بردن آثارشان که محصول همین کلاس ها بود یاری و کمکشان می کردم.
ج : مشاغلی بجز رشته تخصصی بازیگری اینجانب اسماعیل سلطانیان که در آنها فعالیت داشته ام
1- عضو شورای نظارت بر نمایش از سال 1360 تا 1366
2- داوری در جشنواره های دهه فجر و تائتر دفاع مقدس
د : تالیف ونویسندگی
1- نمایشنامه حماسه سازان در زمینه دفاع مقدس که توسط مرکز اسلامی تائتر به طور گسترده تکثیر و قالب گروه های نمایشی سرار ایران آن را اجراء نمودند.
2- طلوع دهکده باراول بوسیله خودم با بچه های سپاه در سالن چهارسو اجرا سپس بوسیله مرکز اسلامی تائتر تکثیر و بعد بوسیله حوزه هنری چاپ شد.
3- خون سبز که در اولین مسابقه نمایشنامه نویسی مرکز هنر های نمایشی شرکت موفق به اخذ جایزه نقدی شده سپس بوسیله وزارت ارشاد اسلامی چاپ شد.
4- نمایشنامه مات به کارگردانی حسین عابد در سالن چهار سوی تائتر شهر اجرا سپس بوسیله مرکز اسلامی تائتر تکثیر شد.
5- نمایشنامه فرازی دیگر که بوسیله خودم کارگردانی و در دهه فجر شرکت سپس به مدت یک ماه در تالار وحدت اجراء شد.
6- نمایشنامه تیغ بوسیله خودم کارگردانی و در تالار اندیشه حوزه هنری به مدت یک ماه اجرا شد.
7- قصه نیاز – بوسیله آقای علی اشرف درویشان در یکی از مجموعه های قصه های کودکان و نوجوانان چاپ شد.
8- قصه دانه گندم : چاپ در مجله سروش
9- فیلم نامه پناهنده: چاپ در مجله سروش
10- فیلم نامه آسمان را سقف بشکافته : چاپ در مجله سروش سپس به کارگردانی آقای حسینی و تهیه کنندگی آقای احمد رضا گرشا سبی ساخته شد واز شبکه 2 سیما پخش گردید.
11- فیلم نامه پناهنده : چاپ در مجله سروش
12- فیلمنامه خون سبز : مصوب شورای نظارت وزارت ارشاد می باشد. بوسیله آقای عباس باصری در مرکز آموزش فیلم سازی ساخته شد و از شبکه 1 سیما پخش گردید.
13- فیلم نامه شبگیر : به کارگردانی خودم بصورت 16 میلیمتری در حوزه هنری ساخته شد و در چندین جشنواره فیلم های کوتاه کودکان و نوجوان نمایش داده شد.
14- فیلمنامه همه دختران من : به کارگردانی خودم به عنوان یک فیلم سینمائی در سبحان فیلم ساخته شد . اول اکران شد بعد بوسیله رسانه های تصویری تکثیر گردید سپس چند بار از شبکه های مختلف صدا و سیما پخش شد چند بار هم بوسیله شبکه های خارجی بدون اجازه پخش گردید.
س : بازیگردانی
بنیان گذار بازیگردانی در ایران با فیلم های ذیل
1- عبور به کارگردانی آقای کمال تبریزی
2- دیده بان به کار گردانی آقای ابراهیم حاتمی کیا
3- مهاجر به کارگردانی آقای ابراهیم حاتمی کیا
4- وصل نیکان به کارگردانی آقای ابراهیم حاتم کیا
5 – بر بال فرشتگان به کارگردانی آقای جواد شمقدری
6- زندانی 707 به کارگردانی آقای حبیب ا... بهمنی
قابل ذکر است به جز زندانی 707 پنج فیلم اول بازیگرانش همه نابازیگران بوده و از بین کوچه و بازار به اقتضاء نقش انتخاب می شدند . بازیگر نقش اول فیلم دیده بان آقای مهرداد سلیمانی کاندید بهترین بازیگر سال و بازیگر نقش اول فیلم مهاجر آقای علیرضا خاتمی نیز کاندید بهترین بازیگر سال شدند.
بعد از اینجانب بازیگردانی بوسیله دیگر دوستان و همکاران ارجمندم ادامه و تا کنون نیز این پست مهم در سینما و تلویزیون تداوم دارد. به جرات می توانم بگویم در هر فیلم سریالی که نام بازگردانی در آن قید شده حداقل از نظر شخصیت پردازی و ارائه نقش بهترین اثر بوده و خواهد بود.


ص : حضور در جبهه های حق علیه باطل
1- نوروز سال 1361 با نمایشنامه صدام – صد – دام نویسنده و کارگردان محمود فرهنگ در سمت بازیگری به جبهه جنگی جنوب ایران ( آبادان – اهواز –شادگان) رفته اجرای نمایش داشتیم.
2-سال 1365 به عنوان بازیگر در نمایش ماجرای طبس به نویسندگی و کارگردانی عسگر قدس به ایلام ، کرمانشاه و کردستان رفته به اجرای نمایش فوق پرداختیم و در مورخه 31/6/65 موفق به اخذ لوح یادبود و جوایز دیگر از جشنواره سنگر به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد شدم.
3- سال 1366 با نمایش اسب سفید به کارگردانی و بازیگری اینجانب به مناطق غرب ایلام ( محور های صالح آباد – مهران – میمک ) کرمانشاه و کردستان حضور یافته به اجرای نمایش فوق پرداختیم.

مریم بوبانی




مریم بوبانی در سال ۱۳۳۲ در سنندج به دنیا آمد. دو سال در کلاس‌های آزاد بازیگری بازیگری آموخت و در 1376 با بازی در مهر مادری در نقشی فرعی بازی درسینما را آغاز کرد.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 06:05 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها